close
تبلیغات در اینترنت
عدالت درنهج البلاغه
یکشنبه 28 مرداد 1397
تاریخ امروز :

تدبر در قرآن آیه قرآن

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 دریافت رایگان نرم افزار جامع پیرامون ولایت فقیه مطالعه بیشتر

جمعه 04 اردیبهشت 1394 بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 07 فروردین 1394 بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 10 تیر 1390 مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

چهارشنبه 11 خرداد 1390 امامت حضرت علی در آئینه سنت مطالعه بیشتر

یکشنبه 08 خرداد 1390 جلوه های بلاغت در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي مطالعه بیشتر

دانشنامه ی امام علی (ع)

معرفی برترین پایگاه های مجازی اهل بیت (س)

ذکر ایام هفته

موضوعات

  • عدالت درنهج البلاغه

    نظرات:

     

     مقدمه  :عدالت آرماني گمشده

    بشر امروز و ديروز تشنه اجراي عدالت بوده و هست بگونه‎اي که اين موضوع  به يک آرمان بشری تبدیل شد که موانع بسیاری از قبیل جهل و بیخبری وخود کامه گی در تحقق آن وجود دارد .شايد دليل اين همه تشنگي و عشق به عدالت  ريشه در محروميت بشر از عدالت در صحنه‎هاي مختلف زندگي و خم شدن کمر او زير بار ستم‎هاي ناروايي است که در طول تاريخ تحمل کرده است.

    شايد به همين جهت باشد که اديان الهي بشارت به اجراي عدالت در آخر الزمان را داده‎ند « وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ» [1]

    گرچه در انديشه‎هاي ناب اسلام محمدي(ص) عدالت به عنوان مقصد نهايي حيات بشر معرفي نشده،و بلکه گام  نخست براي رسيدن به آرمان‎هاي والايي چون سعادت و تکامل نهايي انسان محسوب مي‎شود.  چرا که در اسلام اگرچه براي عدالت ارزش و اهمّیت ويژه‎اي قائل شده و در قران کريم خداوند بدان امر فرموده است: (ان الله يأمر بالعدل و الاحسان)[2] و در جاي ديگر امر کنندگان به عدل و داد را در صراط مستقيم حق معرفي نموده و بر برتري آنان حکم کرده است[3]  و رهبران الهي (پيامبر و ائمه(ع)) بر اجراي آن سخت کوشیده ندا و همگان را بدان دعوت نموده‎اند. و در آينده نگري اسلام براي جهان، تحقق کامل آنرا تحت حکومت واحد جهاني  در عصر ظهور منجي کل، براي بشريت نويد داده است. اما با اين همه در فرهنگ اسلامي عدالت نهايي‎ترين آرمان اسلام براي بشر معرفي نشده است زيرا عدالت در عين‎‎دارا بودن برجستگي‎ خاصي در اصول حاکم بر روابط انساني اولين گام براي رسيدن بشر به تعالي مادي و معنوي معرفي شده است. و بلکه زمينه ساز اجراي اصول برازندة ديگري چونان: عفو و گذشت، اخوت‎،  رافت،  احسان، رحمت و ... است.

    چنانکه در بحث فلسفه زندگي، انسان آفريده نشد تا در يک شرايط مناسب(محيط اجراي عدالت) به رفاه و آسايش دست يابد و چونان ساير موجودات، راحت بخورد و بياشامد و از لذائذ مادي و معنوي حيات استفاده نموده و سرانجام عازم سفر آخرت شود. بلکه انسان آفريده شد تا با هدف قرار دادن کمال نهایي خود ، که رسيدن به لقاء پروردگار است و چشم دوختن به مقام عز و قدس ربوبي است[4]، براي رسيدن به آن برنامه‎ريزي نمايد. که (يا ايها الانسان انک کادح الي ربک کدحا فملا قيه[5] و يا برسد به جايگاه صدقي که عند مليک مقتدرش مي نامند: (في معقد صدق عند مليک مقتدر[6]) ، و يا در اوج کمالات انساني، قهقه مستانه او در عروج به مقام نفس مطمئنه باشد که در بهشت خدا جاي گيرد ،نه در هواي آغوش حور و لميدن در ظل قصور باشد.که (يا ايتها النفس المطمئنه ...... و ادخلي جنتي)[7]

                خدايا زاهد ازتو حور مي خواهد قصورش بين          به مي گريزد از درت يا رب شعورش بين

     عدالت زمینه ساز ارزشهای دیگری است امّا در مواردی هیچ یک از اصول ارزشی جایگزین آن نمی شود

     بحث عدالت در چند محور تقديم مي گردد.

     1-  تعريف عدالت:

    داد کردن، داد نهادن، انصاف دادن، حد وسط بين افراط و تفريط و اندازه و اعتدال نگه داشتن از معاني لغوي عدالت و عدل مي‎باشد.

    و در اصطلاح، عدالت، کاربردهاي مختلفي دارد که به نسبت هر کاربردي معناي مخصوص به خود را دارد گرچه همة معاني اصطلاحي عدالت با معاني لغوي آن همراه است .

    عدالت در قضاوت، امامت، شهادت و گواهي دادن،  اجراي قانون و تدبير امور سياسي اجتماعي عامه مردم و...در هر کدام معناي خاص خود را دارد که از آنها به قاضي عادل، امام عادل، شاهد عادل، حاکم عادل و ... نام برده مي‎شود.

    در فرهنگ اسلامي عدالت به معناي اعتدال در امور و انتخاب راه ميانه و دوري از ظلم و ستم و قرار دادن هر چيزي به جاي خويش مي‎باشد..

    حضرت امام خميني(ره) در معناي عدالت فرمود:

    «بدان که عدالت عبارت است از حد وسط بين افراط و تفريط و آن از امّهات فضايل اخلاقيه است، بلکه عدالت مطلقه تمام فضايل باطنيه و ظاهريه و روحيه و قلبيه و نفسيه و جسميه است.»[8]

    امیر مومنان (ع)در بیان حقیقت عدل آنرا بر چهار پایه استوار میداند و میفرماید:

    وَ الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ-  عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ وَ غَوْرِ الْعِلْمِ-  وَ زُهْرَةِ الْحُكْمِ وَ رَسَاخَةِ الْحِلْمِ-  فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ-  وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحُكْمِ-  وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ يُفَرِّطْ فِي أَمْرِهِ وَ عَاشَ فِي النَّاسِ حَمِيداً[9]

    و عدل نيز بر چهار پايه استوار است:1- فکرى ژرف انديش،2- دانشى عميق و به حقيقت رسيده، 3-نيکو داورى کردن 4- استوار بودن در شکيبايى. پس کسى که درست انديشيد به ژرفاى دانش رسيد و آن کس که به حقيقت دانش رسيد، از چشمه زلال شريعت نوشيد، و کسى که شکيبا شد در کارش زياده روى نکرده با نيکنامى در ميان مردم زندگى خواهد کرد. »

    این امور پایه های تحقق عدالت فردی و نفسانی است که عامل شکوفایي استعدادهای اوست

    2-  ارزش و اهميت عدالت

    تحليل موضوع عدالت از ديدگاه نهج البلاغه انسان را به اين حقيقت رهنمون مي گردد که عدالت از اصلي ترين آموزه هاي دين[10]، سيره و شيوه رسول خدا در زندگي سياسي اجتماعي[11] ، از پايه هاي ايمان [12] سياست عمومي و  قرار دهنده هر چيزي به جاي خويش و بر تر از سخاوت [13]، انصاف دادن با خلق خدا[14]  شکست دهنده دشمنان [15]اعتماد نکردن برخوش بيني خويش در داوري ها [16] و... است که در مباحث آينده  اين عبارات معنا خواهدشد .

     در نظام سياسي و روابط بين انساني، عدالت از جايگاه ويژه‎اي برخوردار است به گونه‎اي که امام علي(ع) برترين بنده خدا را امام عادل و دادگر معرفي نموده و در مقابل بدترين بنده خدا را نيز امام جائر و ستمگر معرفي فرموده است:« فَاعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ عِبَادِاللهِ عِنْدَ اللهِ إِمَامٌ عَادِلٌ، هُدِيَ وَهَدَي... وَإِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَاللهِ إِمَامٌ جَائِرٌ ضَلَّ وَضُلَّ بِهِ[17]»

    امیر مومنان (ع) در باره برتري اجراي عدالت از جود و بخشش در مراحل مختلفی از زندگي فرمود: « وَ سُئِلَ ع أَيُّهُمَا أَفْضَلُ الْعَدْلُ أَوِ الْجُودُ فَقَالَ ع-  الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا وَ الْجُودُ يُخْرِجُهَا مِنْ جِهَتِهَا-  وَ الْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ وَ الْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ-  فَالْعَدْلُ أَشْرَفُهُمَا وَ أَفْضَلُهُمَا = در پاسخ به پرسشي پيرامون برتري عدل يا بخشش فرمود: عدالت هرچيزي را در جاي خود قرار مي‎دهد ولي بخشش آنرا از جاي خود خارج مي‎کند، عدالت تدبير عمومي است، ولي بخشش گروهي خاص را در بر مي‎گيرد، پس عدل از جود اشرف و افضل است.[18]»                       

    و در فراز دیگری از نهج البلاغه می فرماید: يک کلمه بر اساس عدل در برابر ستمگران  از همة احکام الهي(حتّی امر به معروف و نهي از منکر) برتر است  «...  وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ كُلِّهِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ [19]»

    و امام(ع) نه تنها در ارتباط بين انسان ها  عدالت را مهم مي‎داند حتِّی در روابط انسان با حيوان وطبيعت  نيز آنرا دارای اهمّیت ..[20]

    3-  موانع اجراي عدالت

    يکي از مهم‎ترين موضوع  در بحث عدالت از دیدگاه  نهج البلاغه موانع اجراي آن و زمينه‎هاي گسترش ظلم و بيدادگري است. که برخی ازآنها به را به طور اختصار مورد ارزیابی قرار می دهیم .

    3-1 جهل و نادانی: نادانی مهمترین مانع عدالت واساس ظلم وستم در تمام عرصه ها است و دیگر موانع نیز به آن بازگشت می نماید .بر این اساس امیر مومنان (ع)میفرماید:العامل بغیرعلم کالسائر علی غیر طریق[21]

    عمل بدون دانایي همچون حرکت در بی راهه است

    لاتری الجاهل الاّ مفرطاً او مفرّطاً.[22]

    "نادان هرگز از افراط یا تفریط خارج نمی شود"

    .لذا فرمود:..لاخیر فی القول بالجهل[23] "هیچ فایده ای در گفتار جاهلانه نیست" همانطور که امام (ع)در بیان حقیقت عدالت اشاره فرمود عدالت بر پایه اندیشه ی ژرف و دانش عمیق است بنا بر این نادان هرگز نمی تواند عدالت را تحقق ببخشد زیرا یا آنرا نمی شناسد یا اینکه راهکار های  اجرایي آنرا نمی داند یاگرفتار خواهشهای نفسانی خود میباشد

    3-2-پيش داوري: امام علي(ع) پيش داوري در قضاوت‎ها را مانعي در برابر اجراي عدالت معرفي مي‎کند: « لَيْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضَاءُ عَلَى الثِّقَةِ بِالظَّنِّ:داورى با گمان بر افراد مورد اطمينان، دور از عدالت است. »[24]

     

    3-3خود کامگي و خود پسندي

    امام علي در عهد نامه مالک ،حاکمان را از خودکامگي و خودپسندي بر حذر داشت که اين هر دو مانع بزرگي بر سر راه اجراي عدالت به شمار مي‎روند: « وَإِيَّاکَ وَالْإِعْجَابَ بِنَفْسِکَ، وَالثِّقَةَ بِمَا يُعْجِبُکَ مِنْهَا، وَحُبَّ الْإِطْرَاءِ، فَإِنَّ ذلِکَ مِنْ أَوْثَقِ فُرَصِ الشَّيْطَانِ فِي نَفْسِهِ، لِيَمْحَقَ مَا يَکُونُ مِنْ إِحْسَانِ الْمُحْسِنِينَ .....  وَإيَّاکَ وَالْإِسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِيهِ أُسْوَةٌ، وَالتَّغَابِيَ عَمَّا تُعْنَي بِهِ مِمَّا قَدْ وَضَحَ لِلْعُيُونِ، فَإِنَّهُ مَأْخُوذٌ مِنْکَ لِغَيْرِکَ، وَعَمَّا قَلَيلٍ تَنْکَشِفُ عَنْکَ أَغْطِيَةُ الْأُمُورِ، وَيُنْتَصَفُ مِنْکَ لِلْمَظْلُومِ:

    مبادا هرگز! دچار خودپسندي گردي! و به خوبيهاي خود اطمينان کني، و ستايش را دوست داشته باشي، که اينها همه از بهترين فرصتهاي شيطان براي هجوم آوردن به توست، و کردار نيک، نيکوکاران را نابود سازد.

    مبادا هرگز! با خدمتهايي که انجام دادي بر مردم منت گذاري، يا آن چه را انجام داده‏اي بزرگ بشماري، يا مردم را وعده‏اي داده، سپس خلف وعده نمايي، منت نهادن، پاداش نيکوکاري را از بين مي‏برد، و کاري را بزرگ شمردن، نور حق را خاموش گرداند، و خلاف وعده عمل کردن، خشم خدا و مردم را برمي‏انگيزاند که خداي بزرگ فرمود: (دشمني بزرگ نزد خدا آنکه بگوييد و عمل نکنيد.)

    مبادا هرگز! در آنچه که با مردم مساوي هستي امتيازي خواهي، و از اموري که بر همه روشن است، غفلت نداشته باش، زيرا به هر حال نسبت به آن در برابر مردم مسئولي، و به زودي پرده از کارها يک سو رود، و انتقام ستمديده از تو باز مي‏گيرند [25]»

    3-4-  سود جويي:

    يکي از موانع مهم اجراي عدالت حاکم شدن روح سودجويي بر کارها به خصوص در امور مادي از قبيل تجارت، بازرگاني، صنعت و کشاورزي و ... است که امام در عهد ناهه مالک اشتر می فرماید: « وَلْيَکُنِ الْبَيْعُ بَيْعاً سَمْحاً: بِمَوَازِينِ عَدْلٍ، وَأَسْعَارٍ لاَ تُجْحِفُ بِالْفَرِيقَيْنِ مِنَ الْبَائِعِ وَالْمُبْتَاعِ: بايد خريد و فروش در جامعه اسلامي، به سادگي و با موازين عدالت انجام گيرد، با نرخهايي که بر فروشنده و خريدار زياني نرساند.»[26]

    3-5-  تبعيض:

    يکي از زشت ترین  موانع اجراي عدالت در هر جامعه‎اي تبعيض‎هاي ناروايي است که از سوي حکام و کارگزاران حکومتي اعمال مي‎شود. امام علي(ع) در عهد نامه‎ ی  مالک به کارگزاران سفارش میکند :از تبعيض و مقدم داشتن نزديکان بپرهيز نمایند که اين ظلم وجنگ با خداي تبارک و تعالي است: « أَنْصِفِ اللهَ وَأَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ، وَمِنْ خَاصَّةِ أَهْلِکَ، وَمَنْ لَکَ فِيهِ هَويً مِنْ رَعِيَّتِکَ، فَإِنَّکَ إِلاَّ تَفْعَلْ تَظْلِمْ، وَمَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللهِ کَانَ اللهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ، وَمَنْ خَاصَمَهُ اللهُ أَدْحَضَ حُجّته:َ با خدا و با مردم، و با خويشاوندان نزديک، و با افرادي از رعيت خود که آنان را دوست داري، انصاف را رعايت کن. که اگر چنين نکني ستم روا داشتي، و کسي که به بندگان خدا ستم روا دارد خدا بجاي بندگانش دشمن او خواهد بود، و آن را که خدا دشمن شود، دليل او را نپذيرد.»[27]

    3-6-  زیاده خواهی دنیا پرستان:

     امتياز خواهي خواص جامعه از مديران و رهبران مهم ترين مانع اجراي عدالت محسوب میشود. 

    آنگاه که برخي از مردم سودجو و امتياز طلب که در حکومت عثمان به اين امور عادت کرده بودند و در حکومت علي(ع) امتيازي براي آنها در نظر گرفته نشده بود، به سوي شام (معاويه) روانه شدند و از عدل علي به سوي ستم پسر ابوسفيان شتافتند تا با همکاری یکدیگر مانع تحقق عدالت علوی در جامعه شوند. لذا امام (ع) در نامه اي به سهل بن حنيف انصاري والي مدينه نوشت: «أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ رِجَالاً مِمَّنْ قِبَلَکَ يَتَسَلَّلُونَ إِلَي مُعَاوِيَةَ،  ....   وَعَلِمُوا أَنَّ النَّاسَ عِنْدَنَا فِي الْحَقِّ أُسْوَةٌ، فَهَرَبُوا إِلَي الْأَثَرَةِ، فَبُعْداً لَهُمْ وَسُحْقاً ! ! إِنَّهُمْ ـ وَاللهِ ـ لَمْ يَنْفِرُوا مِنْ جَوْرٍ، وَلَمْ يَلْحَقُوا بِعَدْلٍ، وَإِنَّا لَنَطْمَعُ فِي هَذَا الْأَمْرِ أَنْ يُذَلِّلَ اللهُ لَنَا صَعْبَهُ، يُسَهِّلَ لَنَا حَزْنَهُ، إِنْ شَاءَ اللهُ، وَالسَّلاَمُ: پس از ياد خدا و درود! به من خبر رسيده که گروهي از مردم مدينه به سوي معاويه گريختند، مبادا براي از دست دادن آنان، و قطع شدن کمک و ياريشان افسوس بخوري! که اين فرار براي گمراهيشان، و نجات تو از رنج آنان کافي است، آنان از حق و هدايت گريختند، و به سوي کوردلي و جهالت شتافتند. آنان دنياپرستاني هستند که به آن روي آوردند، و شتابان در پي آن گرفتند، عدالت را شناختند و ديدند و شنيدند و به خاطر سپردند، و دانستند که همه مردم در نزد ما،  يکسانند، پس به سوي انحصارطلبي گريختند. دور باشند از رحمت حق، ونفرین بر آنان باد. سوگند به خدا! آنان از ستم نگريختند، و به عدالت نپيوستند، همانا آرزومنديم تا در اين جريان، خدا سختي‏ها را بر ما آسان، و مشکلات را هموار فرمايد. ان شاء الله، با درود »[28]

     

     


    [1] -انبیاء105

    [2]- نحل/90

    [3]- نحل/76

    [4] اشاره به فرازي از مناجات شعبانيه که از علي (ع) نقل شده است.

    [5]- انشقاق/6

    [6] - قمر / 55

    [7]- فجر/30

    [8]- امام خميني، روح الله، شرح حديث جنود عقل و جهل، ص147، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)، چاپ هفتم، 1382ش.

    [9] -حکمت 31

    [10] -خطبه 198

    [11] -خطبه های 72و94

    [12] -حکمت31

    [13] -حکمت437

    [14] -حکمت 231

    [15] -حکمت224

    [16] حکمت220

    [17] - نهج البلاغه خطبه  164

    [18]- حمکت437

    [19] -- نهج البلاغه حکمت 374

    [20]- مشتاقان براي اين مطلب به خطبه 167 و نامه 25 در نهج البلاغه مراجعه فرمايند.

    [21] -خطبه 6/154

    [22] -حکمت.70

    [23] حکمت 182

    [24]- حکمت 220

    [25] - نهج البلاغه  نامه  53

    [26]- نامه 53

    [27]- نامه53

    [28]- نامه 70

    همچنین مطالبی با این موضوع را مطالعه نمایید

    • جلوه های بلاغت در نهج البلاغه
    • سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي
    • امام علي علیه السلام مصداق كامل اسوه حسنه
    • مختصری از کتاب جاذبه و دافعه علی ع بقلم استاد شهید مطهری
    • شگفتی ها و اسرار سیستم شنوایی و بینایی در قرآن کریم و نهج البلاغه
    • عدالت درنهج البلاغه (2)

درباره ما