close
تبلیغات در اینترنت
قسمتی از خلاصه ترجمه كتاب دليل المرشدين الي الحق اليقين (۳)
دوشنبه 28 آبان 1397
تاریخ امروز :

تدبر در قرآن آیه قرآن

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 دریافت رایگان نرم افزار جامع پیرامون ولایت فقیه مطالعه بیشتر

جمعه 04 اردیبهشت 1394 بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 07 فروردین 1394 بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 10 تیر 1390 مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

چهارشنبه 11 خرداد 1390 امامت حضرت علی در آئینه سنت مطالعه بیشتر

یکشنبه 08 خرداد 1390 جلوه های بلاغت در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي مطالعه بیشتر

دانشنامه ی امام علی (ع)

معرفی برترین پایگاه های مجازی اهل بیت (س)

ذکر ایام هفته

موضوعات

  • قسمتی از خلاصه ترجمه كتاب دليل المرشدين الي الحق اليقين (۳)

    نظرات:

     

    فرضيه‌هاي موهوم پيرامون پيدايش شيعه

     

     

     

    روشن شد كه پيدايش مذهب تشيع، پيامد بحث و جدل‌هاي كلامي يا سياست روزگار نبود، بلكه با پيدايش اسلام پديد آمد، ولي گروهي از تاريخ نگاران و مقاله‌نويسان، چنين ترسيم كردند كه تشيع، موضوعي است كه بر جامعه اسلامي پديد آمد، از اين رو در پي يافتن ريشه و آغاز آن بر آمدند. در اين‌جا برخي از فرضيه‌هاي موهوم در اين باره را مورد بحث و پاسخگويي قرار مي‌دهيم.

    فرضيه نخست: تشيع، ساخته و پرداخته عبدالله بن سبا

    طبري درباره اين توهّم ساختگي مي‌نويسد:

    «يك يهودي به نام عبدالله بن سبا در صنعا، در زمان عثمان اظهار مسلماني كرد و در بين مسلمانان نفوذ نمود و شروع به رفت و آمد در شهرها و مراكز مسلمانان همچون شام، كوفه، بصره ومصر كرده و بشارت مي‌داد كه پيامبر اكرم9 هم مانند عيسي بن مريم باز خواهد گشت و علي7 وصي محمد9 است، آن‌گونه كه هر پيامبر را جانشيني است. و علي خاتم اوصياست، آن سان كه حضرت محمد خاتم پيامبران است و عثمان حق اين وصي را غصب كرده و در حق او ستم نموده است، پس بايد با او مبارزه كرد تا حق به حق‌دار برسد. گروه‌هايي از مسلمانان به او گرويدند كه از صحابه بزرگوار يا تابعين شايسته بودند، مثل ابوذر، عمار ياسر، محمد بن حذيفه، عبدالرحمن بن عديس، محمد بن ابي بكر، صعصعة بن صوحان، مالك اشتر و مسلمانان نيكو وشايسته ديگر. پيروان او مردم را بر ضدّ حاكمان مي‌شوراندند و نامه‌هايي در نكوهش از فرمانروايان نوشته به شهرهاي ديگر مي‌فرستادند. در نتيجه، عده‌اي از مسلمانان با تحريك آنان قيام كردند و به مدينه آمدند و عثمان را در خانه‌اش محاصره كرده و كشتند. مسلمانان با علي7 بيعت كردند، طلحه و زبير بيعت را شكسته به بصره رفتند.»[1]

    داستان پيروان عبدالله بن سبا، بر اساس آنچه طبري در حوادث سال 30 ـ 36 هجري نوشته، تا اين‌جا به پايان مي‌رسد. تاريخ نگاران و مقاله نويسان بعدي آن را به عنوان يك حقيقت پذيرفته و نقل كرده‌اند و همه افكار و نظريه‌ها را بر اين پايه نهاده‌اند و در طول قرن‌ها و نسل‌ها در گمان اينان، شيعه زاييده پيروان عبدالله بن سبا به شمار آمده است.

    خاورشناساني كه طفيلي سر سفره مسلمانان‌اند در بررسي‌هاي خود همين فرضيه نادرست را پيروي كرده‌اند.

    نظر محقّقان درباره اين فرضيه

    1 . داستاني را كه طبري آورده است، با چشم‌پوشي از ناشناخته‌هايي كه در سند آن است، به افسانه و خرافات شبيه‌تر است؛ زيرا باور كردنينيست كه يك يهودي در زمان خلافت عثمان از صنعا بيايد و مسلمان شود و بزرگان صحابه و تابعين را بفريبد و همه جا بگردد و هسته‌هاي ضدّ عثمان تشكيل دهد و آنان را به مدينه آورده و بر ضدّ خلافت اسلامي بشوراند، آن‌گاه در برابر ديدگان صحابه و تابعين به خانه خليفه يورش آورند و او را به قتل برسانند.

    اين قصّه كرامت مسلمانان و صحابه و تابعين را نيز زير سؤال مي‌برد و آنان را به صورت گروهي ساده ترسيم مي‌كند كه فريب يك يهودي نيرنگ باز را كه تظاهر به مسلماني مي‌كند بخورند، بي‌آن‌كه او را بشناسند، در حالي كه ميان مسلمانان، بزرگان و آگاهان و انديشمندان حضور داشتند.

    2 . بررسي سيره عثمان و معاويه نشان مي‌دهد كه آنان هرگز اجازه نمي‌دادند كه مخالفانشان در مناطق اسلامي بگردند و تبليغات عليه آنان انجام دهند. گواه اين نكته اين است كه:  

    چون ابوذر با عثمان مخالفت كرد، او را از مدينه به ربذه تبعيد نمود.

    عثمان، عمار ياسر را چنان زد كه فتق او پاره شد و عوامل عثمان يكي از دنده‌هاي او را شكستند.[2] و حوادث ديگري كه عليه مخالفان خلافت و معترضان پيش آمد و از وطن خود تبعيد شدند.

    چرا با عبدالله بن سبا مثل ديگران برخورد نشد؟

    چرا خليفه با كشتن او ريشه اين فتنه‌ها را نخشكاند؟ آيا خشونت و سختگيري او فقط مخصوص نيكان از امت محمد9 بود كه هر چه مي‌خواست بر سر آنان آورد؟[3]

    حقيقت ديگري كه پژوهشگران معاصر پرده از آن برداشته‌اند، اين است كه شواهد و قراين نشان مي‌دهد كه عبدالله بن سبا از چهره‌ها و قهرمان‌هاي ساخته و پرداخته قصّه گويان و افسانه سرايان است، تا وسيله سرگرمي حرمسراها و ناز پروردگان باشد، و گرنه روي زمين وجود خارجي نداشته‌ است. دكتر طه حسين در كتاب «الفتنة الكبري» به اين نكته رسيده است، خاورشناساني چند نيز از او پيروي كرده‌اند. علاقه‌مندان به نتيجه پژوهش اين بزرگان درباره عبدالله بن سبا به منابع پاورقي رجوع كنند.[4]

    فرضيه دوم: رنگ و ريشه ايراني تشيّع

    براي پيدايش شيعه، فرضيّه دوّمي مطرح است كه اختراع خاورشناسان است. آنان معتقدند تشيع، پديده‌اي است كه پس از رحلت پيامبر اكرم9 پيدا شده است، از اين رو درپي علّت و سبب پيدايش آن بر آمده‌اند، تا رسيده‌اند به اين كه تشيّع، رنگ و ريشه ايراني دارد.

    خلاصه اين فرضيه اين است كه مذهب شيعي يك گرايش ايراني است، زيرا عرب معتقد به آزادي بود و ايرانيان معتقد به پادشاهي و وراثت بودند و معناي انتخاب را نمي‌دانستند. چون پيامبر9 در گذشت و فرزندي نداشت، گفتند:  پس از او علي7 به خلافت شايسته‌تر است. هماهنگي فكري ميان ايرانيان و شيعه ـ يعني موروثي بودن خلافت ـ دليل آن است كه تشيع، مولود ايرانيان است.

    اين فرضيه ادّعايي بي‌دليل است، دلايل فراواني كه براي تشيع، ريشه عربي را ثابت مي‌كند، دروغ بودن آن را ثابت مي‌كند.

    دلايل عربي بودن ريشه تشيع عبارت است از:

    1. تشيع در عصر پيامبر اكرم9 آشكار شد و پيروان علي7 را شيعه مي‌گفتند و در زمان پيامبر9 و پس از او وجود داشتند.

    پيشگامان تشيع در زمان پيامبر9 و اميرالمؤمنين7 همه عرب بودند و جز سلمان محمدي كسي از ايرانيان در ميان آنان نبود.

    2. امام علي بن ابي طالب7 در ايام خلافتش با سه جنگ درگير بود: جنگ جمل، صفين و نهروان و همه سپاهش عرب خالص عدناني و قحطاني بودند. گروه‌هايي از قريش، به سپاه او پيوسته بودند و فرماندهان سپاه او از سران همين قبايل بودند، همچون هاشم مرقال، مالك اشتر، صعصعة بن صوحان و برادرش زيد، قيس بن سعد بن عباده، عبدالله بن عباس، محمد بن ابي بكر، و... اميرالمؤمنين7 با همين سپاه و همين فرماندهان بصره را فتح كرد، با قاسطين در صفين نبرد كرد و مارقين را از بين برد. پس در اين سپاه و فرماندهان، ايراني‌ها كجايند، تا احتمال دهيم كه آنان شالوده تشيع‌اند؟! به علاوه تنها ايرانيان نبودند كه اين مذهب را داشتند، بلكه ترك‌ها، هندي‌ها وغير عرب‌هاي ديگري هم شيعه بودند.

    3. اسلام ميان ايرانيان نيز مثل ملّت‌هاي ديگر منتشر مي‌شد و ايران به تشيع معروف نبود، تا آن‌كه گروهي از شيعيان اشعري به قم و كاشان كوچ كردند و بذر تشيع را در آن‌جا افشاندند. اين در اواخر قرن نخست بود، در حالي كه ايرانيان در زمان خليفه دوم يعني از سال 17 هجري مسلمان شده بودند.

    ايرانياني كه مسلمان شدند، در آغاز كار جز اندكي شيعه نبودند، و بيشتر دانشمندان اهل سنّت همچون بخاري، ترمذي، نسائي، ابن ماجه، و حاكم نيشابوري و كساني ديگر كه در طبقه بعد آمدند، ايراني
    بودند.

    البته گاهي براي ايراني بودن ريشه تشيع، به اين استدلال مي‌شود كه تشيع و ايرانيان در موروثي بودن خلافت هم عقيده بودند. در دوره ساسانيان و ديگران چنين بود. ولي خلافت از نظر شيعه موروثي نيست، بلكه تابع نصّ و تعيين است، نهايت آن‌كه خداي متعال، نور امامت را در خاندان ويژه‌اي قرار داده كه هر امامي، امام پس از خود را تعيين مي‌كند.

    4. هر كس تاريخ ايران و زندگي دانشمندان ايراني و ورودشان به تسنّن و تشيّع را مطالعه كند، در مي‌يابد كه تا اوايل قرن دهم، تسنّن در ايران رواج داشت، تا آن‌كه در دوره صفوي تشيّع در ايران به عنوان مذهب اکر مردم رواج يافت.

    البته ري، قم و كاشان، پايگاه شيعه بودند، ليكن اين شهرها در مقايسه با شهرهاي ديگر ايران، بسيار كوچك بودند.

    خلاصه درس

    فرضيه‌هاي موهوم پيرامون پيدايش شيعه عبارتند از:

    فرضيه نخست:تشيع، ساخته و پرداخته عبدالله بن سبا و فرضيه دوم رنگ و ريشه ايراني تشيّع؛

    تشيع، ساخته و پرداخته عبدالله بن سبا؛

    طبري درباره اين توهّم ساختگي داستاني نوشته است.

    نظر محقّقان درباره اين فرضيه:

    اولاً داستاني را كه طبري آورده است به افسانه و خرافات شبيه‌تر است؛ زيرا باور كردنينيست كه يك يهودي در زمان خلافت عثمان از صنعا بيايد و مسلمان شود و بزرگان صحابه و تابعين را بفريبد و همه جا بگردد و هسته‌هاي ضدّ عثمان تشكيل دهد و آنان را به مدينه آورده و بر ضدّ خلافت اسلامي بشوراند، آن‌گاه در برابر ديدگان صحابه و تابعين
    به خانه خليفه يورش آورند و او را به قتل برسانند. در ثاني بررسي
    سيره عثمان و معاويه نشان مي‌دهد كه آنان هرگز اجازه نمي‌دادند
    كه مخالفانشان در مناطق اسلامي بگردند و تبليغات عليه آنان انجام
    دهند.

    دلايل عربي بودن ريشه تشيع عبارت است از:

    1. تشيع در عصر پيامبر اكرم9 آشكار شد و پيروان علي7 را شيعه مي‌گفتند و در زمان پيامبر9 و پس از او وجود داشتند.پيشگامان تشيع در زمان پيامبر9 و اميرالمؤمنين7 همه عرب بودند و جز سلمان محمدي كسي از ايرانيان در ميان آنان نبود.

    2. امام علي بن ابي طالب7 در ايام خلافتش با سه جنگ درگير بود: جنگ جمل، صفين و نهروان و همه سپاهش عرب خالص عدناني و قحطاني بودند. پس در اين سپاه و فرماندهان، ايراني‌ها كجايند، تا احتمال دهيم كه آنان شالوده تشيع‌اند؟! به علاوه تنها ايرانيان نبودند كه اين مذهب را داشتند، بلكه ترك‌ها، هندي‌ها وغير عرب‌هاي ديگري هم شيعه بودند.

    3. اسلام ميان ايرانيان نيز مثل ملّت‌هاي ديگر منتشر مي‌شد و ايران به تشيع معروف نبود، تا آن‌كه گروهي از شيعيان اشعري به قم و كاشان كوچ كردند و بذر تشيع را در آن‌جا افشاندند.

    4. هر كس تاريخ ايران و زندگي دانشمندان ايراني و ورودشان به تسنّن و تشيّع را مطالعه كند، در مي‌يابد كه تا اوايل قرن دهم، تسنّن در ايران رواج داشت، تا آن‌كه در دوره صفوي تشيّع در ايران به عنوان مذهب اکثر مردم رواج يافت.



    [1] . تاريخ طبري، ج3، ص378.

    [2] . استيعاب، ج2، ص422.

    [3] . الغدير، ج9، ص219 ـ 220.

    [4] . اصل الشيعة واصولها، كاشف الغطاء، ص 73، الفتنة الكبري، طه حسين، ص134 بخش ابن سبا، الغدير، ج9 ص 220، عبدالله بن سبا، سيد مرتضي عسكري، نظريّة الامامة، أحمد محمود صبحي، ص37.

    همچنین مطالبی با این موضوع را مطالعه نمایید

    • بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه
    • امام زمان عج در خطبه ی غدیر
    • امام زمان  عج در آینه گفتار امام علی ع
    • علی(علیه السلام) مولای غدیر
    • مبارزه با ناهنجاري‌هاي اخلاق اجتماعي (با تأكيد بر سيره پيامبر اكرم ص و امام علي ع ) -۲
    • بررسي عملكرد عوام و خواص در برابر حضرت علي عليه‏السلام (۴)

درباره ما