close
تبلیغات در اینترنت
انسان در نهج البلاغه (2)
یکشنبه 28 مرداد 1397
تاریخ امروز :

تدبر در قرآن آیه قرآن

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 دریافت رایگان نرم افزار جامع پیرامون ولایت فقیه مطالعه بیشتر

جمعه 04 اردیبهشت 1394 بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 07 فروردین 1394 بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 10 تیر 1390 مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

چهارشنبه 11 خرداد 1390 امامت حضرت علی در آئینه سنت مطالعه بیشتر

یکشنبه 08 خرداد 1390 جلوه های بلاغت در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي مطالعه بیشتر

دانشنامه ی امام علی (ع)

معرفی برترین پایگاه های مجازی اهل بیت (س)

ذکر ایام هفته

موضوعات

  • انسان در نهج البلاغه (2)

    نظرات:
    انسان در نهج البلاغه (2)

    مشخصات پست

     

    انسان شناسی

    بنا بر آنچه گذشت  دین از انسان، شروع می شود ،نه  از توحید و معاد و نبوت آن گونه که دیگران می گویند . و اولین معرفتی که به آن پرداخته می شود معرفت به انسان و شناخت انسان است .

    بنا برین معرفت به خدا و پیامبر و امام و هستی و دنیا و آخرت ، همگی متفرع بر معرفت به انسان و در نهایت، ایمان به اوست . زیرا  تا انسان خود را نشناسد، همه چیز برای او ناشناخته می ماند. چنا نچه  امیر دلها در روزهای اول خلافت در اولین خطبه  خود می فرماید:  ..وَ كَفَى بِالْمَرْءِ جَهْلًا أَلَّا يَعْرِفَ قَدْرَه[1] ؛ برای جهالت و سفه آدمی همین بس که خود را نشناسد و قدر و ارزش خود را نداند اگر چه همه علوم را داشته باشد . به همین جهت خطاب به مالک می فرماید :.فَإِنَّ الْجَاهِلَ بِقَدْرِ نَفْسِهِ يَكُونُ بِقَدْرِغَيْرِهِ اَجْهَل[2]؛‏ کسی که به اندازه و ارزش خود جاهل باشد به اندازه و ارزش دیگران نادان تر است .

    بنابرین تا انسان  به خود شناخت پیدا نکند و در نتیجه به خود ایمان نیاورد ، به الله و رسالت و امامت و معاد  ، آگاه نشده و ایمان نخواهد آورد؛ الَّذينَ خَسِرُوا اَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لايُؤْمِنُون[3]

    با این بیان باید در مباحث معرفتی و عقیدتی ، بحث انسان شناسی مقدم بر سایر مباحث طرح و از آن گفتگو شود .

     به همین جهت  بحث انسان شناسی در نهج البلاغه از جمله مباحث اصلی و کلیدی این کتاب است که سید رضی در ابتدای حکمت  370 نقل می کند ؛ امام بر کمتر منبری قرار می گرفت مگر این که قبل از خطابه به هدف داری و هدف مندی انسان تأکید می کرد .

    با توجه به این مهم است که حضرت از زوایای گوناگون به انسان پرداخته که می توان به مهمترین آنها اشاره کرد ؛

    1 خلقت انسان  

    2 وضعیت موجود انسان 

    3 - قدر و اندازه ی وجودی انسان 

    4 قدر و ارزش انسان

     5 نقش و هدفداری انسان

    انسان با دو نگاه، کلیّ نگر و جزئی نگر،قابل بررسی میباشد. و ما بر اساس نگاه کلّی به مطالعه او   در نهج البلاغه که  آئینه ی تمام نمای قرآن و شارح آن است می پردازیم .

    راه های شناخت

    انسان دو راه عمده برای شناخت به خود دارد : راه  حواس و ابزاری که در اختیار دارد و راه دیگر، بدون واسطه و درک حضوری انسان از خودش . و بی شک این راه نزدیکترین و آسان  ترین راه خواهد بود و از آنجا که واسطه ای در بین نیست ،خطا و اشتباه نیز در آن کمتر است همان راهی که قرآن پیش روی انسان می گذارد: آیا در جانشان تفکر نمی کنند که خداوند، آسمانها وزمین را،جز به حقّ و سرآمدی معیّن، نیافریده است !؟[4]

     که با این تفکر ،انسان  به سه درک  مشخصّی از خود می رسد :[5] درک وضعیت ، درک تقدیر ، درک ترکیب .

    1 - درک وضعیت

    انسان همانگونه که کتاب و دیوار و سنگ را احساس می کند خودش را نیز احساس می کند که هست با این تفاوت که احساس انسان از خودش بدون هیچ واسطه ای است . می یابد که هست و وجود دارد و با  تفکر در این وجودی که بلا واسطه او را می یابد و درک می کند ، به وضعیت خودش پی می برد که او خود را فقیر و نیازمند به وجود غیرمی یابد  و آنچه  از سرمایه و استعدادها و توانائی ها ی که دارد ، از آن وی نیست و اختیاری بر آنها  ندارد . وهمچنین مرگ و حیاتش در  اختیارش نمی باشد. به تعبیر لطیف امام رضا (ع)؛ إنّك لم تكن ثمّ كنت، و قد علمت أنّك لم تكوّن نفسك و لا كوّنك من هو مثلك ؛ تو نبودی و بود شدی و می دانی که نه تو خودت را به وجود آورده ای و نه دیگری که مثل تو ست .

    و برهمین اساس است که علی (ع) انسان را به عنوان مخلوقی از مخلوقات صدا می زند و وضعیتش رابه وی گوش میکند : ای انسان آفریده شده با اعضای معتدل ! ای نهاده شده در تاریکی های رحم ولابلای پرده های پیاپی ! که آغازت از عصاره گِل و تا مدّت معیّن وسرآمدی مشخص در قرارگاهی آرام ، نهاده شدی . و آنگاه که در شکم مادرت در حرکت بودی ، نه  می توانستی ندایي را پاسخ دهی و نه صدایي رابشنوی سپس از جایگاهت به سرایي آورده شدی که آن را مشاهده نکره بودی و راههای بهره وری از آن را نمی شناختی چه کسی ترا به مکیدن شیر از پستان مادر هدایت نمود...[6] 


    [1] - خطبه : 16

    -نامه : 53

    [3]  - انعام : 12 ، 22

    [4] روم -آیه : 8

    [5]  -  استاد علی صفایی حائری ،روش نقد جلد5، ص: 86

      [6]  - خطبه : 163

    همچنین مطالبی با این موضوع را مطالعه نمایید

    • بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه
    • بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه
    • مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه
    • جلوه های بلاغت در نهج البلاغه
    • خطوط كلى سياست (اصول ايجابى) از دیدگاه امام علی (ع)
    • آفات سیاست در نهج البلاغه

درباره ما