close
تبلیغات در اینترنت
امامت حضرت علی ع در قرآن و حدیث
شنبه 31 شهریور 1397
تاریخ امروز :

تدبر در قرآن آیه قرآن

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 دریافت رایگان نرم افزار جامع پیرامون ولایت فقیه مطالعه بیشتر

جمعه 04 اردیبهشت 1394 بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 07 فروردین 1394 بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 10 تیر 1390 مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

چهارشنبه 11 خرداد 1390 امامت حضرت علی در آئینه سنت مطالعه بیشتر

یکشنبه 08 خرداد 1390 جلوه های بلاغت در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي مطالعه بیشتر

دانشنامه ی امام علی (ع)

معرفی برترین پایگاه های مجازی اهل بیت (س)

ذکر ایام هفته

موضوعات

  • امامت حضرت علی ع در قرآن و حدیث

    نظرات:
    امامت حضرت علی ع در قرآن و حدیث

    مشخصات پست

     

    امامت حضرت علی (علیه السلام) در قرآن

    یکی ازاختلافات بین امت پیامبر (صلی الله علیه وآله) بعد از ایشان درباره ی مسأله ی جانشینی پیامبر (صلی الله علیه وآله) می باشد. شیعه معتقد است که پیامبر از طرف خداوند حضرت علی (علیه السلام) را به عنوان جانشین بعد از خود انتخاب کرده است، اما اهل سنت بر این عقیده اند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) بعد از خود جانشینی انتخاب نکرده است. آنها معتقدند که امامت انتخابی است نه انتصابی. شیعه برای اثبات مدعای خود به دلایل نقلی (آیات و روایات) استناد کرده اند. در این فصل به تفسیر آیاتی از قرآن که دلالت بر شأن نزول آنها درباره ی حضرت علی (علیه السلام) دارد، و همچنین روایاتی که از طرق فریقین وارد شده است و دلالت بر امامت حضرت علی (علیه السلام) می کند، پرداخته می شود.

    امامت حضرت علی (علیه السلام) در آیات:

    آیاتی که دلالت بر امامت حضرت علی (علیه السلام) دارد عبارتند از:

    1- آیه ولایت (سوره مائده/ 55)

    2- آیه تبلیغ (سوره مائده/ 67)

    3- آیه اکمال (سوره مائده/ 3)

    4- آیه سأل سائل (سوره معراج/ 1-2)

    5- آیه خیرالبریّه (سوره بینه/ 7)

    که در این پژوهش به تفسیر آیه ولایت و آیه سأل و آیه تبلیغ پرداخته می شود.

    1- آیه ولایت:

    یکی از آیات قرآن که دلالت قوی بر امامت و خلافت امیرالمؤمنین (علیه السلام) دارد آیه ولایت است. خداوند متعال می فرماید: (أنما وَلیُکُمُ الله وَالرَسوُلُهُ وَ الذینَ آمَنوا الَذینَ یُقیمونَ الصلوة ویؤتونَ الزکوة وهُم راکِعون): (ولی امر و یاور شما تنها خدا و رسول خدا و مؤمنانی هستند که نماز به پا داشته و فقیران را در حال رکوع زکات می دهند).[1]

    دیدگاه شیعه و شأن نزول آیه ی ولایت:

    در نگاه دین پژوهان شیعی این آیه دلالت بر امامت حضرت علی (علیه السلام) دارد. امامیه می گویند این آیه در شأن امام علی (علیه السلام) است، زیرا تنها اوست که در حال رکوع انگشتر خود را به سائل داد.[2]

    واژگان آیه:

    1- (ولی) در اینجا سرپرست و رهبر است.

    2- (انّما) علامت حصر است.

    3- (هُم راکِعونَ) جمله ی حالیه و مربوط به (یؤتون الزکوة) است.

    4- (راکِعونَ) رکوع کنندگان، رکوع فصل خاصی در نماز است و آن خم شدن تا حدی که دست ها به زانو برسد و ذکر خاصی هم دارد.[3] زیرا علاوه بر روایات متعددی که در زمینه ی انگشتر بخشیدن حضرت علی (علیه السلام) در حال رکوع وارد شده و مشروحاً بیان خواهیم کرد، ذکر جمله یقیمون الصلوة نیز شاهد بر این موضوع است.[4]

    تحلیل درون متنی از آیه ولایت:

    ابتدای این آیه با کلمه ی (انّما) شروع شده و آن دلالت بر حصر دارد یعنی سرپرست و رهبر و ولی شما منحصر به این سه است: خدا و رسول خدا و مؤمنانی که آن صفات را دارند. سبک و سیاق این آیه نیز گواه این است که آیه در پی حادثه ای نازل شده است. مفاد این آیه چنین است: ولیّ شما خدا و پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و مؤمنان اند پس با توجه به سیاق آیه، به معنای اولی به تصرف نسبت به خدا و رسول و مؤمنان به یک معناست؛ زیرا ولایت را به صورت منفرد و با یک تعبیر به همه نسبت داده است.[5]

    استناد شیعه به روایات در خصوص آیه ی ولایت:

    روایات متعددی از طریق شیعه و سنی وارد شده است که دلالت بر انگشتر بخشیدن حضرت علی (علیه السلام) در حال رکوع می کند. بعضی از این روایات عبارتند از:

    1- غالب بن عبیدالله می گوید: از مجاهد شنیدم که می گفت آیه (أنما وَلیُّکُم الله وَالرَسُولُهُ) تا آخر درباره علی بن ابی طالب نازل شده است، او در حالی که رکوع می کرد، صدقه داد.[6]

    2- از عمار یاسر نقل شده که گفت: سائلی نزد علی بن ابی طالب آمد و او در حال رکوع در یک نماز مستحبی بود انگشتر خود را درآورد و به آن سائل داد پس این آیه بر پیامبر نازل گردید: إنما وَلیُکُمُ الله وَ رَسولَهُ وَ الَذینَ آمَنوا الَّذینَ یُقیمونَ الصلوة و یؤتونَ الزکوة وهُم راکِعون.[7]

     3- از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که فرمود: روزی پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) نشسته بود و گروهی از یهود از جمله عبدالله بن سلام نزد آن حضرت بود که این آیه (إنما وَلیُکُمُ الله وَ رَسولُ...) نازل شد. پیامبر به سوی مسجد آمد و با سائلی روبرو شد به آن سائل فرمود: آیا کسی چیزی به تو داد؟ گفت: آری این شخصی که نماز می خواند، پیامبر نزدیک آمد و دیدامیرالمؤمنین است.[8]

    4- امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) در یک حدیث طولانی که در مقام احتجاج بود مطلب مفصلی بیان کرد از جمله اینکه فرمود: من در مسجد نماز می خواندم سائلی آمد و سؤالی کرد و من در آن حال در رکوع بودم. انگشترم را از انگشتم به او دادم و خداوند این آیه را نازل فرمود:

    (إنما وَلیُکُمُ الله وَ رَسولَهُ وَ الَذینَ آمَنوا الَذینَ یُقیمونَ الصلوة و یؤتونَ الزکوة وهُم راکِعون).[9]

    روایتی که از ابوجعفر کلینی با سند صحیح از زراره، فضیل بن یسار، بکیر بن اعین، محمد بن مسلم، یزید بن معاویه و أبی الجارود که همگی از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده اند وارد شده است که دلالت بر امامت حضرت علی (علیه السلام) می کند و این روایت در فصل قبل آورده شد. همچنین روایاتی به همین معنا از عیاشی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که چنین می فرماید:

    "چون آیه ((إنما وَلیُکُمُ الله وَ رَسولُ...) نازل شد، بر پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) گران آمد و نگران بودند قریش ایشان را تکذیب کنند؛ پس خداوند چنین نازل کرد: (یا ایُها الرَسول بَلِّغ ما أنزَلَ إلَیکَ مِن رَبِک...)؛ آنگاه حضرت در روز غدیر خم به این امر پرداخت و آن را ابلاغ کرد."[10]

    دیدگاه اهل سنت نسبت به آیه:

    اهل سنت سه نوع تلقی از آیه ی ولایت دارند و این تنوع ناشی از پذیرش روایات در مورد نزول آیه ولایت یا عدم پذیرش آن، با چگونگی الغای خصوصیت از مورد نزولشان است.

    گروه اول: پذیرش شأن نزول بدون الغای خصوصیت

    این گروه با پذیرش احادیث تصدق انگشتر از سوی امام علی (علیه السلام)، بدون الغای خصوصیت از آن، آیه را تنها بر مورد نزول حمل می کنند؛ از جمله ی این گروه ابوبکر حصّاص و ابوالحسن علی طبری هرّاسی را می توان نام برد.[11]

    گروه دوم: پذیرش شأن نزول با الغای خصوصیت و نقد آن

    این گروه با الغای خصوصیت از مورد نزول آیه درباره ی تصدق امام علی (علیه السلام) به عمومیت مفاد آیه قائلند، گرچه نزول آیه را در شأن امام علی (علیه السلام) انکار نمی کنند. بیشتر مفسران اهل سنت در زمره این گروه اند. آنان (ولایت) را به معنای نصرت یا محبت گرفته و خصوصیات نامیده شده در آیه را برای تمییز مؤمنان از منافقان می دانند. از جمله این گروه؛ فخر رازی[12] و زمحشری.[13]

    و نقد این دیدگاه:

    گروه دوم شأن نزول آیه را با الغای خصوصیت پذیرفته اند.

    در این آیه هرگز نمی توان از شأن نزول آن الغای خصوصیت کرد و سپس آن را به همه ی مؤمنان عمومیت داد. زیرا یا باید در خصوص آیه مورد بحث به طور کلی از روایات درباره ی شأن نزول آیه چشم پوشید و یا اگر روایات پذیرفته شود، نمی توان از شأن نزول آیه الغای خصوصیت کرده و ولایت را به همه ی مؤمنان عمومیت داد. زیرا با پذیرش روایات، مؤمنان در افرادی خاص منحصر می شوند، رکوع در معنای هیئت خاصه در نماز و زکات به صدقه معنا می شوند و این معنا با تعمیم آیه ناسازگار خواهد بود که در آن ولایت، همگانی برای همه مؤمنان و رکوع به معنای خضوع می باشد. و اراده هر دو معنا از (ولایت) و از (رکوع) استعمال لفظ در  اکثر از یک معنا و غیرقابل پذیرش است. بنابراین چگونه می توان آن همه روایت متواتر را پذیرفت و در عین حال معنای آیه را با الغای خصوصیت از موردش تعمیم داد.[14]

    گروه سوم: انکار شأن نزول و نقد آن

    عده ی اندکی از علمای اهل سنت به کلی منکر این حادثه اند و روایاتی که آیه را منطبق بر امام علی (علیه السلام) می داند منکرند. نخستین کسی که با صراحت منکر روایات درباره ی شأن نزول این آیات شده است. "احمد بن عبدالحلیم" (معروف به ابن تیمیه) است. پس از ابن تیمیه، ابن کثیر بر این شیوه، گام نهاده و به نقد این روایات می پردازد و می گوید:

    "برخی از مردم چنین می پندارند که جمله ... وَ هُم راکِعون" در موضع حال برای دفع زکات است، ولی اگر چنین بود، دفع زکات در حال رکوع مورد مدح و برتر از حالت های دیگر خواهد بود، در حالی که چنین نیست و کسی از دانشمندان اهل فتوا- تا آنجا که ما می شناسیم- به آن فتوا نداده است".[15]

    و نقد این دیدگاه:

    گروه سوم منکر شأن نزول آیه ولایت هستند.

    در این آیه هرگز نمی توان منکر شأن نزول آیه ولایت شد زیرا روایاتی که فریقین درباره نزول این آیه آورده اند، با تحلیل و بررسی این روایات، خود به خود بیشتر این تردیدها از بین می رود.

    از نظر شیعه جای هیچ تردیدی وجود ندارد که آیه ولایت درباره ی امام علی (علیه السلام) نازل شده است. اما در برخی از منابع اهل سنت، اساتید و طرق گوناگون نقل این حادثه، بالغ بر 26 طریق می شود.[16]

     

    از جمله افراد صحابه که این حادثه را نقل کرده اند، عبارتند از: امام علی (علیه السلام)[17]، عبدالله بن عباس[18]، ابو رافع مدنی[19]، عمار بن یاسر[20]، ابوذر غفاری[21] از تابعین نیز شدُی[22] و مجاهد[23] و ... به نقل این حادثه پرداخته اند. آنان نیز تصریح کرده اند که این آیه در خصوص امام علی (علیه السلام) نازل شده است.

    بررسی شبهات و پاسخ به آنها:

    جمعی از متعصبان اهل تسنن اصرار دارند که ایرادهای متعددی به نزول این آیه در مورد امام علی (علیه السلام) و همچنین به تفسیر (ولایت) به عنوان (سرپرستی و تصرف و امامت) بنمایند که مهم ترین آنها را عنوان کرده و مورد بررسی قرار می گیرد:

    1- برخی سؤال می کنند که اگر مراد از (... الذینَ یقیمونَ الصلوة و...) علی بن ابی طالب (علیه السلام) است چرا به صیغه ی جمع آمده است؟

    پاسخ: بین اینکه لفظ جمع را اطلاق کنند و واحد را اراده کنند، در حقیقت لفظ جمع را در واحد استعمال کنند و بین اینکه قانونی کلی و عمومی بگذرانند و از آن به طور عموم خبر دهند در صورتی که مشمول آن قانون جز یک نفر کسی نباشد و جز یک نفر منطبق نشود، فرق است. آنچه در عرف سابقه دارد این است که قانونی کلی و عمومی بگذرانند. و جز بر یک نفر منطبق نشود.[24]

    مواردی که جمع بر مفرد اطلاق شده است:

    الف) در آیه مباهله، کلمه (نساَئنا) به صورت جمع آمده که منظور حضرت زهرا (علیهم السلام) است، و همچنین (أنفُسَنا) جمع است در صورتی که از مردان غیر از پیغمبر کسی جز علی (علیه السلام) در آن جریان نبود.

    ب) سوره آل عمران آیه 173. گوینده ی این سخن به اجماع مفسّران، شخصی به نام نعیم بن مسعود اشجعی بوده که از او به جمع تعبیر شده است. تا آنکه شأن و منزلت کسانی که به حرف او گوش ندادند بالا برده شود.[25]

    2- فخر رازی و بعضی دیگر از متعاقبان ایراد کرده اند که امام علی (علیه السلام) با آن توجه خاصی که در حال نماز داشت و غرق در مناجات پروردگار بود چگونه ممکن است صدای سائلی را شنیده و به او توجه پیدا کند؟

    پاسخ: دستگیری از نیازمند با اعطای صدقه، عبادت است که در ضمن عبادتی دیگر صورت گرفته و با آن ناسازگار نیست، آنچه با روح نماز منافات دارد توجه به غیرخداست، و دستگیری از نیازمند در راستای عبادت او است.[26]

     3- می گویند امام علی (علیه السلام) چه زکات واجبی بر ذمه داشت با اینکه از مال دنیا چیزی برای خود فراهم نساخته بود و اگر منظور صدقه مستحب است که به آن زکات گفته نمی شود؟

    پاسخ: اولاً، به گواهی تاریخ امام علی (علیه السلام) از دسترنج خود اموال فراوانی تحصیل کرد و در راه خدا داد. همچنین فوریت وجوب پرداخت زکات (فوریت عرفی) است که با خواندن یک نماز منافات ندارد.

    ثانیاً، اطلاق بر (زکات مستحب) در قرآن مجید فراوان است، در بسیاری از سوره های مکی کلمه (زکات) آمده که منظور از آن همان زکات مستحب است، زیرا وجوب زکات مسلماً بعد از هجرت پیامبر (صلی الله علیه وآله) به مدینه، بوده است (آیه 3 سوره نمل و آیه 39 سوره روم و آیه 4 سوره لقمان و آیه 7 سوره فصلّت و غیر اینها.[27]

    ثالثاً، برای مطلق صدقه، زکات گفتن مانعی ندارد.[28]

    رابعاً، عمل کم در حال نماز هرگز به نماز ضرری نمی رساند. همان گونه که علمای شیعه و سنی به آن تصریح کرده اند.[29]

    4- اشکال دیگر در مورد معنی کلمه (ولی) است که آن را به معنی دوست و یاری کننده و امثال آن گرفته اند نه به معنی متصرف و سرپرست و صاحب اختیار.

    پاسخ: اولاً، کلمه ولی نمی تواند به معنی دوست و یاری کننده بوده باشد، زیرا این صفت برای همه مؤمنان ثابت است نه مؤمنان خاصی که در آیه ذکر شده که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.[30]

    ثانیاً، قرآن موجود به اتفاق مفسران به ترتیب نزول آیات، جمع آوری نشده است، بلکه براساس مصالحی که بوده این گونه ترتیب یافته است. زیرا در آیات قبل و بعد از آیات (ولایت) کلمه (اولیا) به صورت جمع آمده ولی در آیه (ولایت) لفظ (ولّی) به صورت مفرد بکار رفته است. و این قرینه ای است بر اینکه این آیات با هم نازل نشده است.[31]

    2- آیه سأل سائل:

    یکی از آیاتی که درباره قصه غدیر خم نازل شده و دلالت حدیث غدیر بر امامت و ولایت و خلافت حضرت علی (علیه السلام) را تأیید می کند، آیه (سأل سائل) است. خداوند متعال می فرماید: (سأل سائلَ بِعَذابٍ واقِع* للکافِرینَ لَیسَ لَهُ دافِع*)، "مسائلی از عذاب قیامت که وقوعش حتمی است از رسول پرسید که آن عذاب چه مردمی است؟ بداند که بر کافران است هیچ کس از آنان دفع نتواند کرد".[32]

    شأن نزول آیه از دیدگاه شیعه:

    (هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله)، حضرت علی (علیه السلام) در روز (غدیر خم) به خلافت منصوب فرمود و درباره ی او گفت: من کنت مولا فعلی مولاه- هرکس که من مولی و ولی او هستم، علی مولی و ولی او است-) چیزی نگذشت که این مسأله در بلاد و شهرها منتشر شد. (نعمان بن حادث فهری) خدمت پیامبر (صلی الله علیه وآله) آمد و عرض کرد تو به ما دستور دادی شهادت و یگانگی خدا و اینکه تو فرستاده او هستی دهیم، ما هم شهادت دادیم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی ما همه اینها را نیز پذیرفتیم، اما با اینها راضی نشدی تا اینکه این جوان "اشاره به حضرت علی (علیه السلام) است را به جانشینی خود منصوب کردی، و گفتی من کنت مولا فعلی مولاه، آیا این سخنی است که از ناحیه خودت است یا از سوی خدا؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: قسم به خدایی که معبودی جز او نیست این از ناحیه خداست". "نعمان روی برگرداند در حالی که می گفت: اللهمَ إن کانَ هذا هوَالحَقَّ مِن عِندِکَ فَأمطِرِ عَلَینا حجاره مِنَ السَماء". "خداوندا: اگر این سخن حق است و از ناحیه تو، سنگی از آسمان بر ما بباران. اینجا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت، همین جا آیه ی سأل سائل بعذاب واقع للکافرین لیس له دافع نازل گشت".[33]

    شأن نزول آیه از دیدگاه اهل سنت:

    برخی از علمای اهل سنت این آیه را مربوط به قصه غدیر خم می دانند از قبیل:

    ابواسحاق احمد بن ابراهیم ثعلبی نیشابوری:

    او می گوید: از سفیان بن عیینه درباره تفسیر قول خداوند- عزوجل- (سألَ سائل) سؤال شد که در شأن چه کسی نازل شده است؟ او در جواب گفت: تو از من درباره مسأله ای سؤال کردی که کسی قبل از تو سؤال نکرده بود. حدیث کرد مرا پدرم از جعفر بن محمد، از پدرانش: هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به سرزمین غدیر خم رسیدند، مردم را ندا داده و همه را جمع کردند. آنگاه دست علی بن ابی طالب را گرفت و فرمود: هرکس من مولای اویم این علی مولای اوست. این خبر شایع شد و در همه کشورها و شهرها پیچید. از آن جمله خبر به حارث بن نعمان فهری رسید. او در حالی که بر شتر خود سوار بود وارد سرزمین ابطح شد و از شتر خود پایین آمده، شتر را خوابانید و پای او را بست. آنگاه به خدمت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آمد در حالی که در میان جمعی از اصحاب خود بود. عرض کرد: ای محمد! ما را از جانب خداوند امر کردی تا شهادت به وحدانیت خدا دهیم و اینکه تو رسول خدایی، ما هم قبول کردیم. و ما را به زکات و روزه ی ماه رمضان و حج امر کردی آنها را نیز قبول کردیم. و ما را به زکات و روزه ی ماه رمضان و حج امر کردی آنها را نیز قبول کردیم. به این راضی نشدی تا آنکه بازوان پسر عمویت را بالا برده و او را بر ما برتری دادی و گفتی: (مَن کُنتُ مولاه فهذا عَلی مَولاه) (هرکس که من مولای اویم این علی مولای اوست) آیا این مطلبی بود که از جانب خود گفتی یا از جانب خدای- عزوجل-؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: قسم به کسی که جز او خدایی نیست، همانا این مطلب از جانب خداوند بوده است. در این هنگام حارث بن نعمان به پیامبر پشت کرده و به سوی راحله ی خود حرکت کرد در حالی که می گفت: بار خدایا! اگر آنچه  محمد می گوید حق است بر من سنگی از آسمان ببار یا عذابی دردناک بر من بفرست. او به شتر خود نرسیده بود که خداوند بر او سنگی فرستاد که بر سر او خورده و از پشت او بیرون آمد، با این طریق به قتل رسید. در این هنگام بود که خداوند- عزوجل- این آیه را نازل کرد. (سألَ سائل بِعَذابِ واقع* لِلکافِرینَ لَیسَ لَهُ دافِع*).[34]

    حسکانی:

    حاکم حسکانی حنفی این روایت را با سندهای بسیار از برخی از امامان اهل بیت (علیه السلام) و تعدادی از صحابه نقل کرده است. که از جمله آن: او از ابوبکربن محمد بن بغدادی، از ابومحمد عبدالله بن احمد بن جعفر شیبانی، از عبدالرحمن بن حسن اسدی، از ابراهیم بن حسین کسایی، از فضل بن دکین، از سفیان بن سعید، از منصور، از ربعی، از حذیفه بن یمان نقل کرده که گفت: (مَن کُنتُ مولاه فهذا عَلی مَولاه)؛ نعمان بن منذر فهری ایستاد و گفت: .... آنگاه تا آخر قصد را نقل می کند.[35]

    دلالت روایت از طریق فریقین:

    این روایت از جمله شواهد و قراینی است که دلالت بر معنای سرپرستی در غدیر خم دارد، چون مقصود مولا در غدیر خم اگر محبت و نصرت بود، دیگر ضرورتی نداشت که حارث بن نعمان اینگونه با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) حرف بزند. و در آخر امر، از خداوند تقاضای مرگ کند. به طور قطعی او از حدیث غدیر، معنای ولایت حضرت علی (علیه السلام) را فهمیده بود، لذا به جهت عنادی که با حضرت داشت تحمل نیاورده، حسد او باعث شد که چنین درخواستی از خداوند بنماید.[36]

    3- آیه تبلیغ:

    از دیگر آیات مربوط به امامت خاصه ی امام علی (علیه السلام) آیه ی تبلیغ است. خداوند متعال می فرماید: (یا ایّها الرسول بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّکَ وَ إن لَم تَفعَل فَما بَلِّغتَ رِسالَهُ والله یَعصِمُکَ مِنَ الناسِ اِنَّ اللهَ لا یَهدی القَومَ الکافِرین)؛ "ای پیغمبر آنچه از خدا بر تو نازل شد به خلق برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و اداء وظیفه نکرده ای و خدا تو رااز آزار مردم نگاه خواهد داشت که خدا گروه کافران را به هیچ راه موفقیتی راهنمایی نخواهد کرد".[37]

     

    دیدگاه شیعه در آیه ی تبلیغ:

    مفسّران و متکلمان شیعه، این آیه را درباره ی ابلاغ ولایت و امامت امام علی (علیه السلام) می دانند و در این قول اتفاق نظر دارند. زیرا:

    اولاً: سخن از حادثه ی مهمی است که عدم تبلیغ آن مساوی با عدم تبلیغ رسالت است. و این حادثه ی مهم چیزی جز مسأله ی امامت و جانشینی حضرت علی (علیه السلام) نیست.[38]

    ثانیاَ: خدای تعالی به رسول خود وعده داده است که او را از خطراتی که در این ابلاغ ممکن است متوجه وی شود نگه داری می کند.[39] و این وعده به خاطر واقعه خاصی است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) نگران و مضطرب آن بوده است.[40] و این واقعه خاص، چیزی جز ولایت حضرت علی (علیه السلام) نبوده است. زیرا روایات مختلفی از طریق شیعه و اهل سنت وجود دارد که دلالت می کند بر اینکه این آیه درباره ی مسأله ی جانشینی امام علی (علیه السلام) می باشد.

    قبل از بیان روایات از طریق شیعه و اهل سنت، مناسب است به نکاتی چند درباره آیه ی "تبلیغ" اشاره شود:

    1- مراد از "الناس" در آیه شریفه، یهود نیست، زیرا اگر یهود بود جا داشت در آن روزها این آیه نازل شود، لیکن نزول این سوره در اواخر عمر شریف آن حضرت اتفاق افتاده که همه اهل کتاب از قدرت و عظمت مسلمین در گوشه ای پناه برده اند و قدرت آنان ضعیف شده و توانایی مقابله با مسلمانان را نداشتند. و علاوه بر همه، در این آیه تکلیفی که از نظر سنگینی، کمرشکن و طاقت فرسا باشد به اهل کتاب نشده تا در ابلاغ آن به اهل کتاب خطری از ناحیه آنها متوجه رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) بشود.[41]

    2- جمله شرطیه در آیه (و ان لم تفعل فما بلغت رساله) در مقام تهدید آمده است و حقیقت آن، بیان اهمیت حکم است، که اگر تبلیغ نشود مثل این است که هیچ چیز از رسالتی را که به عهده گرفته است تبلیغ نکرده باشد. حاصل آنکه این جمله ی شرطیه، در واقع شرطیه نیست، زیرا جمله شرطیه در محاورات مردم معمولاً وقتی به کار می رود که تحقق جزا مجهول باشد به جهت جهل به تحقق شرط، و لذا در جمله شرطیه مورد بحث نمی توان به خدای متعال نسبت داد و ساحت مقدس پیامبر (صلی الله علیه وآله) منزه است از اینکه این نسبت را به خدای تعالی دهد. پس جمله شرطیه ی مورد بحث درست است که به ظاهر تهدید را می رساند لیکن در واقع اعلام اهمیت این حکم است به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و به سایر مردم و اینکه پیامبر (صلی الله علیه وآله) در تبلیغ آن هیچ جرمی و گناهی ندارد، و مردم حق هیچ گونه اعتراضی به او ندارند.[42]

     

    روایات درباره نزول آیه ی تبلیغ در شأن حضرت علی (علیه السلام) از طرق شیعه:

    1- کلینی با اسناد خود از ابی الجارود از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که در حدیث مفصلی فرموده اند: آیه شریفه درباره ی امام علی (علیه السلام) نازل شده است.[43]

    2- در تفسیر «منسوب به» علی بن ابراهیم نیز همین مضمون با طرق گوناگون نقل و در برخی از آنها به پیوند آیه مذکور با حدیث ثقلین اشاره شده است.

    دیدگاه اهل سنت در آیه ی تبلیغ:

    1- حبری از حسن بن حسین، از حبان، از کلبی، از ابی صالح، از ابن عباس در تفسیر آیه (یا ایّها الرَسول بَلِغ ...) نقل کرده که آیه در شأن حضرت علی (علیه السلام) نازل شده است. به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) امر شد تا آنچه درباره ی او است ابلاغ کند. پس دست علی (علیه السلام) را گرفت و فرمود: "مَن کُنتُ مولاه فهذا عَلی مَولاه، اللهُمَ وآل من والاه و عادِ مَن عاداه"؛ "هرکسی من مولای اویم این علی مولای اوست". بار خدایا! دوست بدار هرکس را که ولایت او را پذیرفته و دشمن بدار هرکس را که با او دشمنی کرده است.[44]

    2- در تفسیر عیاشی از ابی صالح از ابن عباس و جابربن عبدالله روایت شده که گفته اند: خدای تعالی نبی خود محمد (صلی الله علیه وآله) را مأمور کرد که علی (علیه السلام) را به عنوان امام در بین مردم نصب کرده و مردم را به ولایت وی آگاهی دهد، و از همین جهت رسول الله (صلی الله علیه وآله) ترسید مردم متهمش ساخته و زبان به طعنش گشوده بگویند: در بین همه مسلمانان علی را نامزد این منصب کرده است، لذا خدای تعالی این آیه را فرو فرستاد: "یا أیُها الَذینَ ..." ناگزیر رسول خدا در روز غدیر خم به امر ولایت علی (علیه السلام) قیام نمود.[45]

    3- دانشمندان اهل سنت به نقل از صحابه، روایات متعددی را نقل کرده اند که صریح در نزول آیه "تبلیغ" در شأن امام علی (علیه السلام) است؛ از قبیل:

    الف) زیدبن ارقم[46]

    ب) جابربن عبدالله انصاری[47]

    ج) ابوهریره[48]

    د) عبدالله بن ابی اوفی اسلمی[49]

    ) براء بن عازب انصاری[50]

    و از تابعین نیز آنان که نزول آیه را درباره ی امام علی (علیه السلام) و روز غدیر می دانند، عبارتند از:

     

    الف) ابوجعفر امام باقر (علیه السلام)[51]

    ب) ابو عبدالله امام صادق (علیه السلام)[52]

     

    بررسی شبهات و پاسخ به آن:

    برخی از علمای اهل سنت در صدد توجیه دیگری برای آیه برآمده اند تا ربطی به مسأله غدیر نداشته و از مؤیدات ولایت حضرت علی (علیه السلام) به حساب نیاید. در اینجا این توجیهات مورد بررسی قرار می گیرد:

    نزول آیه در مورد حراست در مکه:

    سیوطی از ابن عباس نقل می کند که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) سؤال شد: کدام آیه بر شما گران آمد؟ حضرت فرمود: "در ایام موسوم حج در منا بودم و مشرکان عرب و سایر مردم در آنجا بودند. جبرئیل بر من نازل شد و گفت: (یا أیُها الرَسُول بَلِّغ ما اُنزِلَ الیکَ ...) من برخاستم و ندا دادم: ای مردم! چه کسی مرا یاری می کند تا پیام پروردگارم را برسانم و برای او بهشت باشد. ای مردم! بگویید: لا اله الا الله و من رسول خدایم تا رستگار شده، نجات یابید و به بهشت روید. پس هیچ کس از مرد و زن و کودک نبود جز آن که مرا با خاک و سنگ هدف قرار دادند و در صورتم آب دهان انداختند و گفتند: دروغگو است ... پس عموی ایشان عباس آمد و حضرت را از دست آنان نجات داد و آنان را به عقب راند".[53]

    پاسخ:

    اولاً: آیه مذکور به اتفاق شیعه در اوایل بعثت در مکه نازل نشده است.

    ثانیاً: این حدیث خبر واحد است و مخالف با تمام احادیثی است که در آنها حضرت دستور می دهند، نگهبانان، نگهبانی را ترک کنند.[54]

    نزول آیه در جنگ با بنی انمار!!

    ابن ابی حاتم به نقل از جابربن عبدالله انصاری می گوید: "در جنگ پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) با بنی انمار، حضرت بر سر چاهی نشستند. مردی به نام "وارث" یا "غورث بن حارث" از بنی نجّار قصد کشتن حضرت را کرد ... وی نزد پیامبر آمد و گفت: شمشیرت را بده تا ببویم. حضرت آن را به وی داد. آنگاه از دستش لیز خورد و افتاد. پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: خداوند بین تو و آنچه خواستی انجام دهی مانع شد. آنگاه این آیه نازل شد: (یا أیُها الرسوُل بَلِغ ما اُنزِلَ اِلَیک مِن ربِّک).[55]

    پاسخ:

    اولاً: ابن کثیر بعد از نقل این حدیث می گوید: "حدیث جابر به این صورت غریب است."[56]

    ثانیاً: ابوهریره این داستان را به نحو دیگری نقل می کند.[57]

    ثالثاً: با توجه به روایاتی که در مورد شأن نزول آیه تبلیغ آمده است ضمانت بر حفظ پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) به خاطر ابلاغ پیام خداوندی می باشد.

    رابعاً: روایتی که از طریق شیعه و سنی نقل شده است با این جریان منافات دارد، زیرا در آن روایات آمده است که دل نگرانی پیامبر (صلی الله علیه وآله) از تبلیغِ دستوری بوده که بر ایشان نازل شده است.

    نزول آیه درباره ی رجم و قصاص:

    برخی از اهل سنت درباره ی شأن نزول آیه می گویند: "خداوند به پیامبرش دستور داد تا آنچه را درباره حکم رجم و قصاص بر وی نازل شده اعلان کند. در واقع این اعلان برخوردی در برابر موضع یهود بود که می خواستند به نحوی از حکم رجم زنای محصنه و قصاص که در تورات آمده فرار کنند. از این رو افرادی را نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرستادند تا از ایشان در مورد این دو موضوع سؤال کنند، جبرئیل نازل شد و حکم رجم و قصاص را آورد.[58]

    پاسخ: سوره مائده در اواخر عمر پیامبر (صلی الله علیه وآله) نازل شد و در آن موقع یهود شوکتی نداشتند و سر جایشان نشسته بودند و در موقعیتی قرار نداشتند که بتوانند به حضرت زیانی برسانند تا خداوند وعده ی حفظ به او دهد. و پیامبر (صلی الله علیه وآله) از آنها خوف نداشت تا اینکه احتیاج به محافظت و عصمت و نگهبانی از آنها داشته باشد.[59]

    امامت و ولایت حضرت علی (علیه السلام) در احادیث:

    1- از جمله احادیثی که دلالت بر امامت حضرت علی (علیه السلام) می کند حدیث معروف به حدیث "غدیر خم" است. مطابق این حدیث، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) حضرت علی (علیه السلام) را از جانب خداوند متعال به امامت بعد از خود منصوب کرده است.

    واقعه غدیر خم به طور مفصل در کتاب الغدیر[60] و تفسیرالمیزان[61] آمده است.

    همچنین عده زیادی از صحابه[62] و تابعین[63] حدیث غدیر را نقل کرده اند.

    2- از دیگر احادیثی که دلالت بر امامت حضرت علی (علیه السلام) می کند، حدیث شریف "ولایت" است. در بین احادیث ولایت در مصادر اهل سنت، سندهای صحیحی وجود دارد که در اینجا به برخی از این سندها پرداخته می شود:

    روایت احمدبن حنبل از عمران بن حُصین:

    احمدبن حنبل از عبدالرازق و عفّان، از جعفربن سلیمان، از یزید رشک، از مطرب بن عبدالله، از عمران بن حصین نقل کرده که گفت: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) لشکری را به فرماندهی علی بن ابی طالب (علیه السلام) فرستاد. حضرت در آن سفر کاری را انجام داد. چهار نفر از اصحاب محمد (صلی الله علیه وآله) باهم عهد کردند که خبر را به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) برسانند. عمران می گوید: ما هرگاه از سفری باز می گشتیم ابتدا به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) سلام می کردیم. عمران می گوید: ای رسول خدا! علی فلان کار را انجام داد. پیامبر (صلی الله علیه وآله) صورت خود را از او برگرداند. نفر دوم ایستاد و همان سخن را تکرار کرد. پیامبر (صلی الله علیه وآله) صورت خود را برگرداند و نفر سوم نیز با گفتن همان سخنان، پیامبر از او روی برگرداند. نفر چهارم اعتراض نمود. حضرت رو به او کرده در حالی که غضبناک شده و رنگ حضرت قرمز شده بود، فرمود: "دعوا علیاً، دعوا علیاً، اِنّ علیاً منی و انا منه، و هو ولیّ کل مؤمن بعدی"، "رها کنید علی را، رها کنید علی را، همانا علی از من و من از اویم، و او ولیّ هر مؤمن بعد از من است."[64]

    همچنین احمد بن حنبل از پدرش بریده حدیثی دیگر را نقل می کند که دلالت بر امامت و ولایت حضرت علی (علیه السلام) دارد.[65]

    روایت ابو داوود طیالسی:

    ابو داوود طیالسی نیز حدیث ولایت را به نحوی که ذکر شد، به سند صحیح از ابن عباس نقل کرده که سند آن چنین است: "حدیثنا ابو عوانه، عن ابی بلج، عن عمر بن میمون، عن ابن عباس" اینکه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به علی (علیه السلام) فرمود: "انت ولیّ کل مؤمن من بعدی"؛ "تو ولی و سرپرست هر مؤمن بعد از من می باشی."[66]  

    3- حدیث دار نیز دلالت بر امام علی (علیه السلام) دارد. این حدیث به این مضمون است: طبری در تاریخ خود از ابن حمید، از سلمه، از محمد بن اسحاق، از عبدالغفارین قاسم ابو مریم، از منهال بن عمرو، از عبدالله بن نوفل بن حارث عبدالمطلب، از ابن عباس، از علی بن ابی طالب (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: "هنگامی که آیه ی (و انذر عشیرتک الاقربین) بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نازل شد حضرت مرا خواست و فرمود: ای علی! خداوند مرا امر کرده که نزدیکان عشیره ی خود را انذار کنم، لیکن دستم به این کار نمی رود و می دانم هرگاه شروع به این کار کنم از آنها کار ناشایستی خواهم دید. دست نگه داشتم تا آنکه جبرئیل آمد و گفت: ای محمد! اگر آنچه را به آن امر شده ای انجام ندهی پروردگارت تورا عذاب خواهد کرد. پس تو یک صاع طعام درست کن و ران گوسفندی نیز بر آن قرار بده و نیز ظرفی از شیر پر کن. آنگاه بنی عبدالمطلب را جمع کن تا با آنها سخن بگویم و آنچه را که به آن مأمور شده ام ابلاغ کنم. امام علی (علیه السلام) می فرماید: من آنچه را امر شده بودم انجام دادم. سپس پیامبر (صلی الله علیه وآله) شروع به سخن گفتن کرد و فرمود: کدام یک از شماست که به من در امر دعوت شما به خیر دنیا و آخرت کمک کند تا برادر و وصی و جانشین من در میان شما باشد؟ امام علی (علیه السلام) می فرماید: همه از پاسخ به حضرت خودداری کردند، و من در حالی که از همه کوچک تر بودم عرض کردم: ای پیامبر خدا! من وزیر شما در این امر می شوم. پیامبر (صلی الله علیه وآله) دست بر گردن من گذارد و فرمود: " إن هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم، فاسمعوا و اطیعوا"؛ "همانا این شخص برادر و وصی و جانشین من در میان شماست. پس به دستور او گوش فرا داده و از او اطاعت کنید".[67]

    از این حدیث استفاده می شود که حضرت علی (علیه السلام) در اصل تحمل مشاق نبوت و برداشتن وظیفه خطیر تبلیغ و رساندن احکام و جهاد و بالاخره در رساندن مردم جهان به سر منزل مقصود که وظیفه رسالت است شریک و سهیم بوده اند؛ چون مضمون روایت این است که هرکس مرا در این کار معاونت نماید، و یاور و معین من باشد، او خلیفه ی من است.[68]

    حاصل آن که: با توجه به تفسیر آیات تبلیغ و سأل سائل و ولایت و نظر برخی از اهل سنت در زمینه ی شأن نزول این آیات و همچنین روایاتی که از طرق فریقین در این مورد وارد شده است، به دست می آید که جانشین بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) حضرت علی (علیه السلام) می باشد.

     

     


    [1]. سوره مائده، آیه 55.

    [2]. محمد باقر موسوی همدانی، ترجمه ی المیزان، ج6، ص 4 و ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج4، ص421

    [3]. یعقوب جعفری، تفسیر کوثر، ج3، ص189.

    [4]. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج4، ص423.

    [5].  تفسیر کوثر، ج3، ص192.

    [6]. ابوجعفر محمدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر قرآن، ج6، بیروت: دارالمعرفه، 1412 .ق، ص186.

    [7]. عبیدالله بن عبدالله حسکانی، شواهد التنزیل، ج1، ص223.

    [8]. علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج1، قم: دارالکتاب، 1367، ص170.

    [9]. محمد بن علی بن ابن بابویه، الخصال، محقق: هاشم رسولی محلاتی، ج2، چاپ اول، قم: جامعه مدرسین، 1362، ص580.

    [10]. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر عیاشی، محقق: هاشم رسولی محلاتی، ج2، چاپ اول، تهران: الطبعه العلمیه، 1380 .ق، ص328.

    [11]. علی اصغر رضوانی، امامت در قرآن، ص211 و فتح الله نجارزادگان، بررسی تطبیقی آیات ولایت، ص30 و جامع البیان فی تفسیر قرآن، ج6، ص186 و حاکم حسکانی، شواهد تنزیل، ج1، ص223.

    [12]. فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج12، ص382.

    [13]. محمود زمحشری، الکشاف، ج1، بیروت: دارالکتاب العربی، 1407 .ق، ص 249 .

    [14]. فتح الله نجارزادگان، بررسی تطبیقی آیات ولایت، ص 36-35.

    [15]. ابن کثیر، تفسیر قرآن العظیم، ج2، ص125.

    [16]. حسکانی، شواهد التنزیل، ج1، ص209-248.

     

    [17]. همان، ص 226.

    [18]. همان، ص240-232.

    [19]. همان، ص241.

    [20]. همان، ص223.

    [21]. همان، ص229.

    [22]. ابوجعفر محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج6، ص186.

    [23]. همان.

    [24]. محمد باقر موسوی همدانی، ترجمه ی المیزان، ج6، ص9.

    [25]. محمود زمخشری، تفسیر کشاف، ج1، ص441، فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج9، ص433.

    [26]. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج4، ص428.

    [27]. همان، ص 429.

    [28]. محمد باقر موسوی همدانی، ترجمه ی المیزان، ج6، ص12.

    [29]. علی اصغر رضوانی، امامت در قرآن، ص235.

    [30]. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج4، ص429.

    [31]. علی اصغر رضوانی، امامت در قرآن، ص234.

    [32]. سوره معراج، آیات 1 و 2.

    [33]. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج25، ص7.

    [34]. ابواسحاق احمد بن ابراهیم ثعلبی نیشابوری، الکشف والبیان تفسیر القرآن، ج10، ص35.

    [35]. حسکانی، شواهد التنزیل، ج2، صص 385-381.

    [36]. علی اصغر رضوانی ، امامت در قرآن، ص291.

    [37]. سوره مائده، آیه67.

    [38]. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج5، ص3.

    [39]. محمد باقر موسوی همدانی، ترجمه ی المیزان، ج6، ص59.

    [40]. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج5، ص3.

    [41]. محمد باقر موسوی همدانی، ترجمه ی المیزان، ج6، صص 61-60.

    [42]. همان، ص 71.

    [43]. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، کتاب الحجه، ج1، ص 289.

    [44]. ابو عبدالله حسین بن حکم حبری کوفی، تفسیر حبری، ص 262.

    [45]. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، ص 331.

    [46]. عبدالحسین امینی، الغدیر، ج1، ص 424.

    [47]. حسکانی، شواهد التنزیل، ج1، چاپ اول، قم: مرکز الغدیر للدرسات، 1416 .ق، صص 256-252.

    [48]. همان، ص 249.

    [49]. همان، ص 255.

    [50]. فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج12، ص 401.

    [51]. ابواسحاق ثعلبی نیشابوری، الکشف والبیان، ج4، ص 92.

    [52]. ابوعبدالله حسین بن حکم حبری کوفی، تفسیر حبری، ص 285.

    [53]. محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسیر قرآن العظیم، ج3، ص 364.

    [54]. علی اصغر رضوانی، امامت در قرآن، ص 260

    [55]. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج3، ص 140.

    [56]. همان.

    [57]. همان.

    [58]. فخر رازی مفاتیح الغیب، ج12، ص 400.

    [59]. محمد باقر موسوی همدانی، ترجمه المیزان، ج6، صص 61-60.

    [60]. عبدالحسین امینی، الغدیر، ج1، ص 36-31

    [61]. محمد باقر موسوی همدانی، ترجمه المیزان، ج5، ص 12-8.

    [62]. عبدالحسین امینی، الغدیر، ج1، ص 144-41.

    [63]. همان، ص 145.

    [64]. الامام احمدبن حنبل، مسند احمد، ج4، بیروت: دار صادر، (بی تا)، ص 438.

    [65]. همان، ج5، ص 356.

    [66]. سلیمان بن داوود الطیالسی، مسند طیالسی، بیروت: دارالمعرفه، (بی تا)، ص 360.

    [67]. محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج2، بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، (بی تا)، ص 62.

    [68]. سید محمد حسین طهرانی، امام شناسی، ج1،  ص 96.

     

     

     

     

    نام نویسنده : علی امیرسالاری

    امیر بیوسنده

    مجتبی نصر

    همچنین مطالبی با این موضوع را مطالعه نمایید

    • امامت حضرت علی در آئینه سنت
    • امام زمان عج در خطبه ی غدیر
    • امام زمان  عج در آینه گفتار امام علی ع
    • علی(علیه السلام) مولای غدیر
    • بررسي عملكرد عوام و خواص در برابر حضرت علي عليه‏السلام (۱)
    • غدیر خم در یک نگاه

درباره ما