close
تبلیغات در اینترنت
انسان در نهج البلاغه (3)
یکشنبه 27 آبان 1397
تاریخ امروز :

تدبر در قرآن آیه قرآن

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 دریافت رایگان نرم افزار جامع پیرامون ولایت فقیه مطالعه بیشتر

جمعه 04 اردیبهشت 1394 بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 07 فروردین 1394 بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 10 تیر 1390 مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

چهارشنبه 11 خرداد 1390 امامت حضرت علی در آئینه سنت مطالعه بیشتر

یکشنبه 08 خرداد 1390 جلوه های بلاغت در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي مطالعه بیشتر

دانشنامه ی امام علی (ع)

معرفی برترین پایگاه های مجازی اهل بیت (س)

ذکر ایام هفته

موضوعات

  • انسان در نهج البلاغه (3)

    نظرات:

     

     2-1-درک تحول

    وضعیت دیگر انسان که با درک حضوری  به آن میرسد ، همان حقیقتی است که علی( ع ) از آن پرده بر می دارد و می فرماید : خدای سبحان را با گسستن تصمیم ها  به هم خوردن پیمان ها  و شکستن قصدها شناخته ام .[1] و شیخ صدوق (ره)در ادامه این روایت آورده است ی کند : ..لَمَّا أَنْ هَمَمْتُ حَالَ بَيْنِي وَ بَيْنَ هَمِّي وَ عَزَمْتُ فَخَالَفَ الْقَضَاءُ عَزْمِي فَعَلِمْتُ أَنَّ الْمُدَبِّرَ غَيْرِي [2]

    ...وقتی قصدی نموده ام ؛ او بین من و قصدم , حائل شد وآنگاه که تصصمیم گرفتم ، قضای او با تصمیم من ، مخالفت نمود پس دانستم که مدیریّت امورم به دست دیگری است .

     راستی کیست که این وضعیت را برای من رقم می زند  و تصمیم هایم را فسخ و پیمان هایم را از هم می گسلد و همت هایم را نقص می کند؟!  بی شک او همان حاکمیست که بر من حکومت می کند و از من به من نزدیک تر و مهربانتر است . اوست که مصالح من را بهتر از خودم می داند و  هم اوست که بین من و قلبم ، حائل می شود ؛.(...وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ.)[3]

    3-1-درک تنهایی

    آدمی در وضعیت تنهایی و وحشت و ترسش آنجا که در حال غرق شدن است و موج ها او را فرا می گیرند از همه چیز و همه کس ناامید و مأیوس می شود  و به یاد تکیه گاه حقیقی خود ، می افتد و از اعماق فطرتش ، فریاد بر می آورد و او را می خواند ؛ همان تنهای توانا و مهربان که قرآن بر وجود آن شهادت می دهد .[4]

    4-1-برهان فقر

    وضعیت دیگر انسان ،  فقر وجودی و نیازهای گسترده او به خداست که به تعبیر لطیف امام حسین (ع) در اوج توانمندی وثروت ، فقیر  و در اوج آگاهیش ، نادان است : إِلَهِي أَنَا الْفَقِيرُ فِي غِنَايَ فَكَيْفَ لَا أَكُونُ فَقِيراً فِي فَقْرِي إِلَهِي أَنَا الْجَاهِلُ فِي عِلْمِي فَكَيْفَ لَا أَكُونُ جَهُولًا فِي جَهْلِي

    حرف  در این نیست که خدایی هست بلکه سخن در احتیاج ما و استغنای محبوب است و این خود ،خداي بی نیاز است که به انسان ها  اینچنین  خطاب می کند :

     ای مردم  شما فقیران خدائید وخداوند ، همان بی نیاز ستوده است .[5]

       و این رسول خداست که به چنین فقری  افتخار می کند و می فرماید :َ الْفَقْرُ فَخْرِي وَ بِهِ أَفْتَخِرُ عَلَى سَائِرِ الْأَنْبِيَاءِ[6]

    وامام علی علیه السلام در خطبه ی نورانی اشباح در جواب  کسی که از او می خواهد خدا را برایش توصیف کند به  برهان فقر در کنار سایر براهین استدلال می کند و می فرماید :

    از ملکوت قدرت خویشو شگفتی های آثار حکمتش که بدان گویاست واعتراف خلایق به نیازمندی به اینکه او باقدرتش  برپا دارنده  آنان است ، به ما چیزی نشان داد که قاطعانه برقیام حجّت بر معرفتش رهنمون است[7]

    5-1- حاصل درک وضعیت

    حاصل این درک و تفکر انسان در خویش ،  این است :. که  انسان جز فقر و جهل  و ضعف چیزی از خود ندارد وهر آنچه دارد از آن او نیست . در نتیجه از نبودش به آفریده ای و از دادن و گرفتن ها به دهنده و گیرنده ای و از فقر و عجزش به  بی نیازی و در نهایت از محکومیتش به حاکمی می رسد . و همه انسانها از هر رنگ و نژاد و مکتب و عقیده ای که باشند دراین وضعیت شک و تردید ندارند ، تنها اختلاف در اوصاف و خصوصیات این جلوه گر دلرباست ، که چه ویژه گیهای دارد .

    نهج البلاغه  براساس آموزه های قرآن به توصیف خداوند توأم با تسبیح پرداخت :

    واحد لا بعدد ودائم لا أمد و قائم لا بعمد...... [8]. که شرح  سوره توحید است:

     بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏  قل هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1)اللَّهُ الصَّمَدُ (2)لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3)وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)       بگو ای پیامبر، هو آنکه معروف نزد همگان است ، امّا درصفاتش متحیّرند ، این چنین است . الله احد معبود یگانه ای است که مرکب نیست . چون منزه از ترکیب است ، صمد و بی نیاز است ؛ اللَّهُ الصَّمَد .  پس زاینده و زائیده شده نیست ؛ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ است رابطه اش باهستی ایجاد و آفرینش است . در نهایت این حاکم با این خصوصیات مثل و مانند و نمونه ای ندارد ؛ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ .

      بنابرین انسان با درک وضعیت و شرایط خود به توحید می رسد و مبدأ و حاکم و آفریده هستی را می شناسد وهمین است معنای سخن نورانی علی(ع)  که فرمود "من عرف نفسه فقدعرف ربّه "؛ هر کس خود را شناخت پروردگارش را می شناسد .[9]

     


    [1] -حکمت250

    [2] -خصال

    [3] -انفال 24

    [4]  - یونس : 22

    [5]  - فاطر : 15

    [6]  - فاطر :  15

    [7] -خطبه 91س17-18

    [8] -خطبه 185 س4  و مانند خطبه های 1 ، 91، 150 ، 186، ...

    [9] -غرر الحکم

    همچنین مطالبی با این موضوع را مطالعه نمایید

    • امامت حضرت علی در آئینه سنت
    • جلوه های بلاغت در نهج البلاغه
    • در اهمیت خطابه ی غدیر
    • شگفتی ها و اسرار سیستم شنوایی و بینایی در قرآن کریم و نهج البلاغه
    • مروری تحلیلی بر جنگ صفین (2)
    • حکمت های برگزیده ی نهج البلاغه (1)

درباره ما