close
تبلیغات در اینترنت
اهمیت کار و تولید در سیره علوی (۱)
یکشنبه 28 مرداد 1397
تاریخ امروز :

تدبر در قرآن آیه قرآن

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 دریافت رایگان نرم افزار جامع پیرامون ولایت فقیه مطالعه بیشتر

جمعه 04 اردیبهشت 1394 بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 07 فروردین 1394 بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 10 تیر 1390 مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

چهارشنبه 11 خرداد 1390 امامت حضرت علی در آئینه سنت مطالعه بیشتر

یکشنبه 08 خرداد 1390 جلوه های بلاغت در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي مطالعه بیشتر

دانشنامه ی امام علی (ع)

معرفی برترین پایگاه های مجازی اهل بیت (س)

ذکر ایام هفته

موضوعات

  • اهمیت کار و تولید در سیره علوی (۱)

    نظرات:
    اهمیت کار و تولید  در  سیره علوی (۱)

    مشخصات پست

    رهنمود های اقتصادی امام علی ع

     


    (برگرفته از کتاب امام علی(ع) و اقتصاد مرحوم دشتی)

     

    نظارت بر بازار

    1-      تشویق بازاریان برای تولید

    2-      نظارت بر اصناف بازار

    3-      کنترل بازار با نیروهای اطلاعاتی

    4-      تبلیغات در بازار

    5-      گماشتن متولّیان بازار

    6-      وظیفه ی متولّیان بازار

    7-      جلوگیری از تجاوز بازاریان

     

    ""

    1- تشویق بازاریان برای تولید

    در منطق امام علی (ع) کار و تولید، عمران و آبادی، و سازندگی و خودکفایی در رأس امور قرار دارد، زیرا حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) تلاش داشت تا فقر را ریشه کن کند، و همگان را با تحقق عدالت اجتماعي به حقوق اجتماعی آنان برساند.

    بنابراین در کلمات حساب شده‌ای، کارگران، و بازاریان را به کار بیشتر و تولید تشویق می‌فرمود که:

    اِتَّجِرُوا بارَکَ اللهُ لَکُم.[1]

    * * *

         (تجارت کنید خدا به کارتان برکت بدهد.)

    * * *

     

    2- نظارت و کنترل بر اصناف مختلف بازار

    اصبغ بن نباته می‌گوید:

    حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) بر مرکب رسول خدا(ص) به اسم «شهبا»  سوار شده در بازار مسلمین در همه جا رفت و

     

    آمد می‌کرد، متخلّفان را تنبیه می‌کرد، و بازاریان را حساب شده تبلیغ و نصیحت می‌فرمود.

    روزی به امام علی(ع) گفتم:

    یا امیرالمؤمنین شما در منزل بمانید، ما به جای شما این کار را انجام می‌دهیم.

    نپذیرفت و فرمود:

    این چه خیرخواهی است که می کنید؟

    * * *

    امام علی(ع) تمام اصناف بازاریان را قسمت به قسمت از نزدیک نظارت می کرد، و به همه‌ی اصناف، متناسب با شغلشان اندرز می‌داد.

    • به بازار گوشت‌فروشان آمد و فرمود:

    ای قصّاب‌ها در کار گوسفند شتاب نکنید، بگذارید روح از بدنش خارج شود، و مبادا بر گوشت بدمید،

    و رو به یک قصاب کرد و فرمود:

    گوشت زیادتر به مردم بده که برکت را بیشتر می‌کند.[2]

     

     

     

    * * *

    • و سپس به بازار خرمافروشان رفت و فرمود:

    خوب و بد خرما را در معرض دید مردم قرار دهید.

    • و آنگاه به بازار ماهی فروشان رفت و فرمود:

    غیر از ماهی حلال گوشت، ماهی دیگری نفروشید، از فروش ماهی‌هایی که در دریا مرده‌اند و موج آن‌ها را بیرون افکنده است خودداری کنید.

    * * *

    • به محله‌ی کناسه کوفه می‌رفت که انواع خرید و فروش در آنجا صورت می‌گرفت و می‌فرمود:

    (ای بازرگانان! قسم خوردن در این بازار رواج پیدا کرده با صدقه دادن جبران کنید، از قسم خوردن خودداری کنید، که خدای بزرگ کسی را که قسم به دروغ خورد پاک نخواهد کرد)[3]

    * * *

    • سپس به محله‌ی خیّاطان می رفت،

    روزی بالای سر خیّاط خلافکاری ایستاد و فرمود:

     

    «مادران فرزند مرده بر تو گریه کنند،

    محکم بدوز،

    درزها را خوب بگیر،

    و نزدیک به هم سوزن بزن،

    که از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود:

    خیّاط خائن را با همانپیراهنی که خوب ندوخته است محشور
     می
    کنند.

    و از برداشتن اضافات پارچه بپرهیز، که مال صاحب پارچه است، و آن‌ها را برای خود نگه مدار، تا از آن استفاده کنی.»[4]

    حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در تداوم نظارت بر بازار، خیّاط خلافکار را نکوهش کرد.

    و ماهی فروش متخلّف را که ماهیِ بی‌فلس می‌فروخت و مارماهی برای فروش آورده بود شلّاق زد.[5]

     

     

    و احتکار کننده ابزار آتش را تنبیه کرد.[6]

    و شخصی که گندم‌های فاسدشده را احتکار کرده بود تنبيه و گندم او را بین افراد محتاج تقسیم کرد.[7]

    • و به بازار شتر فروشان رفت و خطاب به آن‌ها چنین فرمود:

    (بفروشید، امّا قَسَم نخورید، چون سوگند خوردن سرمایه را از بین ‌برده و برکت را نابود می کند.)[8]

    * * *

    وقتی وارد بازار خرما فروشان شد، غلامی را دید که گریه می‌کند پرسید چرا گریه می‌کنی؟

    گفت:

    این خرما فروش یک درهم خرما به من فروخت که مولایم قبول نمی‌کند، و این مرد هم پس نمی‌گیرد.

    امام علی(ع) به خرما فروش فرمود:

     

    خرما را پس بگیر و درهمش را بده، خرما فروش پس داد.[9]

    حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) دربازار گمشدگان را راهنمایی می‌کرد و ناتوان‌ها را دستگیری می‌فرمود، و شخصی را که بار می‌بُرد در بر دوش گرفتن بار، و بردن بار سنگین کمک می‌کرد و آیات خدا را بر بازاریان و سرمایه داران می خواند که:

    تِلکَ الدّارُ الآخِرَةِ نَجعَلَها لِلَّذینَ لایُریدُونَ عُلّواً فی الأَرضِ  وَ لا فَساداً

    * * *

    ( این بهشت است که آن را به انسان هایی که برتری طلب نیستند، و در زمین فسادگری ندارند اختصاص داده ایم.)[10]

    * * *

    و می‌فرمود:

    (این آیه مربوط به حاکمان و توامندان جامعه است.)[11]

    * * *

     

     

    3- کنترل بازار با نیروهای اطلاعاتی

    در سیستم حکومتی امام علی(ع) کنترل و نظارت یکی از اساسی‌ترین محورهای مدیریت سیاسی به حساب می‌آمد که کار قضاوت و فرمانداران و استانداران و دیگر کارگزاران حکومتی را به وسیله‌ی نیروهای مؤمن ارزیابی می‌فرمود، و سریع و به مورد عکس‌العمل نشان می‌داد.

     

    الف- نظارت بر بازار

    امام علی (ع) از نظر اقتصادی، بازار شهرها را با حضور نیروهای اطلّاعاتی زیر نظر داشت تا به مردم ستم روا ندارند، و با
    گران فروشان و احتکار اساس نظام را تضعیف نکنند.

    ابن هرمه، از نیروهای اطلّاعاتی حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در بازار اهواز بود که اسیر نفس شد و از بازاریان رشوه گرفت.

    وقتی این خبر به امام علی(ع) رسید او را عزل کرده و به حاکم اهواز نوشت:

    او را زندانی کند، موهای سرش را بتراشد و روزهای جمعه 35 تازیانه به او بزند، و او را در شهر بگرداند.

     

     

     

    و هر کس از او شکایتی دارد رسیدگی و از اموال «ابن هرمه» بپردازد، و چون زندانیان را به بیرون زندان برای گردش و هواخوری

    می برند او را نبرند و جز به هنگام نماز زنجیر از پاهای او
    در نیاورند،

    و دستور فرمود تا حقوق ابن هرمه را از دیوان دولتی قطع کند.[12]

     

    ب- بخشنامه برای کنترل و نظارت بر بازار

    حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) خود در حالی که تازیانه‌ای در دست داشت در بازار راه می‌رفت و کم‌فروشان و خلافکاران اقتصادی را مجازات می‌کرد، و بخشنامه‌ای برای استانداران خود فرستاد که بازار را کنترل و محتکرین را مجازات کنند.[13]

     

    4- تبلیغات در بازار

    مرحوم کلینی از امام باقر(ع) نقل می‌کند که:

    هر روز صبح امام علی (ع) از منزل بیرون آمده، در حالی‌که شلّاقي در دست داشت در بازار کوفه قدم می زد و مردم را نصیحت می‌کرد، و با صدای بلند رهنمودهایی می‌داد،

     

     

    مردمتاصدایحضرتامیرالمؤمنین علی (ع) رامیشنیدند هرچه

    در دست داشتند بر زمین می‌نهادند و گوش میکردند.

    سپس به جایگاه خود باز می‌گشت تا به مشکلات مردم رسیدگی فرماید.[14]

    امروز اگر این الگوی رفتاری در بازار شهرها، تیمچه‌ها، پاساژها، استفاده کنیم، همه جا دفتری برای تبلیغات داشته باشیم، و با سیستم صوتی درست و مناسب در اوقات حساب شده، بازاریان را نسبت به کار و تولید و پرهیز از خلافکاری‌ها تشویق و هشدار بدهیم، اثر بسیار چشم‌گیری خواهد داشت.

     

    5- گماشتن متولّیان بازار

    در بازارهای دیگر شهرها که خود آن حضرت حضور نداشت متولّیانی می‌گماشت که در امور بازار نظارت دقیق داشته باشند.

    ابن عباس را در بصره مأموریت داد تا بازار را کنترل کند،

    و علی بن اصمع را بر بازار دیگر مصر مأموریت داد، و ابن هرمه را متولّی بازار در اهواز نمود و چون رشوه گرفت او را مجازات و زندانی کرد و

     

    سلمان فارسی را برسلمانی‌ها و قنبر را بردامداران ناظردائمیقرار داد.[15]

     

    6-  وظایف متولّیان بازار

    الف) گماشتن متولّی برای مراکز اقتصادی

    آنچه كه از مجموع روایات و سیره‌ی معصومین، به ویژه پیامبر(ص) و علی(ع) به دست می‌آید، متولّی بازار، وظایف زیر را بر عهده داشت:

    1-      جلوگیری از احتکار

    2-      مراقبت و نظارت بر قیمت‌ها

    3-      مراقبت از سالم بودنِ وزن کردن و ترازوها

    4-      جلوگیری از تجاوز به حریم بازار و تصرّف غیر مجاز در آن‌ها

    5-      تفتیش و بازرسی در مورد تقلّب و غِشّ در معاملات

     

     

    6-      اجازه‌ی فعالیت به تاجرانی که شرایط و اوصاف لازم برای فعالیت اقتصادی را دارند.

    7-      حلّ مشکلات بازار

    8-      راهنمایی گمشدگان

    9-      یاری ضعیفان و ناتوانان

    10-   نظارت بر ذبح حیوانات و کیفر تخلّف کنندگان

    11-   رسیدگی به امور تجّار و حفظ حرمت آنان

    12-   برقراری امنیت در راه‌های تجاری

    13-   انفاق بر کسانی که مواد غذایی وارد می‌کنند.

    14-   جبران آنچه که از بازرگانان، تلف می‌شود.

           (که امروزه به‌صورت بیمه مطرح است.)

    15-   جلوگیری از ورود اهل ذمّه[16] به حرفهء صرّافي

    16-   جلوگیری از خرید و فروش در مکان‌های غیر مجاز و جایی که سدّ معبر می‌کرد.

    17-        جلوگیری از اشیاء ممنوعه، مانند: فروختن شراب و مردار[17]

     

    ب) نظارت بر رفتار متولّی بازار

    از گزارش‌های تاریخی و نیز اخبار و روایات، این حقیقت به دست می‌آید که متولّی بازار فقط مسئول برقراری امنیّت و آرامش نبوده، بلکه اموال بازرگانان و پیشه‌وران بازار هم تحت نظر او بوده است.

    از همین رو امام علی(ع) رفتار خود متولّیان بازار را هم به شدّت کنترل می‌کرده است. اگر خطایی از آنان سر می‌زد، به هیچ وجه، چشم پوشی نمی‌کرد،

    چنان که «علی بن اصمع» را بر «بارجاه» گماشت و چون خیانت کرد دستش را برید.

    این مرد، آن قدر زیست تا زمان حجاج را درک کرد، روزی به حجّاج گفت:

    خانواده ام به من بدی کرده اند.

    حجّاج گفت: چگونه؟

    ابن اصمع: چون نام «علی» بر من نهاده اند!

    حجّاج گفت: چه زیبا گفتی!

     

    آن گاه امارت محلّی را به او واگذار کرد و گفت: اگر مطّلع شوم که خیانت کرده‌ای، آن اندازه از دستت را که «علی» باقی گذاشته، قطع می کنم.[18]

    همچنین نحوه ی برخورد آن حضرت با «ابن هرمه» حکایت از نظارت دقیق آن بزرگوار بر امر تجارت و بازار دارد، که توضیح آن چنین است:

    ابن هرمه، متولّی و مراقب بازار اهواز بود، او مرتکب خیانتی شد، هنگامی که خبر خیانت وي به حضرت امیر(ع) رسید، فوراً نامه ای به این مضمون برای «رفاعة بن شدّاد» حاکم اهواز نوشت:

    «وقتی که نامه ام به دستت رسید، فوراً «ابن هرمه» را از مسئولیت بازار، عزل کن، و به خاطر حقوق مردم، او را زندانی کن و همه را از این کار باخبر نما تا اگر شکایتی دارند بگویند.

    این حکم را به همه‌ء کارمندان زیردستت، گزارش کن تا نظر مرا بدانند.

    دراینکار،نسبت به«ابن هرمه» نباید غفلت وکوتاهیشود، و الّا نزدخدا هلاکخواهی شدومنهم به بدترین وجه تو را ازکار

     

    برکنار می کنم، و تو را به خدا پناه می‌دهم از این که در این کار، کوتاهی کنی.

    ای رفاعه! روزهای جمعه، او را از زندان خارج کن و سی و پنج ضربه تازیانه به او بزن و او را در بازار بگردان، پس اگر کسی از او شکایتی با شاهدی آورد، او و شاهدش را قسم بده، آن وقت حقّ او را از مال «ابن هرمه» بپرداز، سپس دست بسته و با خواری او را به زندان برگردان و بر پایش زنجیر بزن، فقط هنگام نماز زنجیر را از پایش در آور و اگر برای او خوردنی و نوشیدنی و پوشیدنی آوردند، مانع نشو و به کسی هم اجازه نده که بر او داخل شود و راه مخاصمه و طریق نجات را به او بیاموز و اگر به تو گزارش رسید کسی در زندان چیزی به او یاد  داده که مسلمانی از آن ضرر می بیند آن شخص را می زنی و زندانی می‌کنی تا توبه کند و از عمل خود پشیمان شود.

    ای رفاعه! همهی زندانیان را برای تفریح به حیاط زندان بیاور غیر از «ابن هرمه»، مگر آنکه برای جانش بیمناک باشی که در این صورت او را با زندانیان دیگر به صحن زندان می‌آوری.

     

     

    اگر قدرت بدنی دارد، هر ماه سی و پنج ضربه شلّاق بر بدنش
    بزن و قضیه را برای من بنویس و نام جانشین او را هم گزارش کن و حقوق «ابن هرمه» را قطع کن.[19]

    * * *

     

    7- جلوگیری از تجاوز بازاریان

    امام علی(ع) سخت به حقوق فردی و اجتماعی انسان ها توجه داشت.

    امامي كه می فرماید:

    وللهِ لَو أُعطِیتُ الأَقالِیمَ السَّبعهَ بِمَا تَحتَ أَفلاکِها، عَلَی أَن أَعصِیَ اللهَ فِی نَملَهٍ أَسلُبُهَا جُلبَ شَعِیرَهٍ مَا فَعَلتُهُ، وَ إِنَّ دُنیَاکُم عِندِی لَأَهوَنُ مِن وَرَقهٍ  فِی فَم جَرَادَهٍ تَقضَمُهَا.

    مَا لِعَلِیٍّ وَلِنَعیمٍ یَنفَنی، وَلَذَّهٍ لَا تَبقَی!

    نَعوذُ بِاللهِ مَن سُباتِ العَقلِ، وَقُبحِ الزَّلَلِ. وَ بِهِ نَستَعِینُ.

    به خدا سوگند! اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر
    آسمان‌هاست به من دهند تا خدا را نافرمانی کنم که پوست

     

    جوای را از مورچه ای ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد، و همانا این دنیای آلوده‌ی شما نزد من از برگ جویده شده‌ی دهان ملخ پَست‌تر است.

    علی را با نعمت‌های فناپذیر، و لذّت‌های ناپایدار چه کار؟!!

    به خدا پناه می‌بریم از خفتن عقل، و زشتی لغزش‌ها، و از او یاری می جوییم.[20]

    * * *

    برای حفظ حقوق اجتماعی، حفظ حریم جاده‌ها و معابر عمومی، با متجاوزان به حریم کوچه ها، راه‌ها سخت برخورد می فرمود.

    * * *

    «اصبغ بن نباته» نقل می کند:

    روزی همراه حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) به سرکشی بازار کوفه رفتم،

    امام مشاهده فرمود که برخی از بازاریان در ساخت مغازه‌ی خود به حریم کوچه و معابر عمومی تجاوز کردند.

     

    دستور داد تا مغازه آن ها را خراب کنند تا راه باز شود، سپس به سراغ خانه هایی رفت که قبیله‌ی «بنی بکاء» آن‌ها را در حریم بازار مسلمین ساخته و به زمین‌های مراکز تجاری تجاوز کرده بودند.

    امام علی(ع) دستور داد که آن‌ها را خراب کنند.

    و فرمود:

    «اینجا محل بازار و تجارت مسلمین است، نباید شما در آن خانه‌های مسکونی بسازید.»[21]

    * * *

    این الگوی رفتاری در عصر ما که توسعه‌ی جاده‌ها و
    اتوبان‌ها ضرورت دارد، مشکلات فراوانی را برطرف می‌سازد، که شهرداری ها باید، حریم رودخانه‌ها و مراکز تجاری و حریم جاده‌ها را حفظ کنند، و از سدّ معبر را به هر شکلی که باشد، جلوگیری نمایند.


     


     

     

     


     

     

    همچنین مطالبی با این موضوع را مطالعه نمایید

درباره ما